Material ( / - Formal )
مادّى
Material of the proposition
مادّهء قضيّه
Matter ( / - form )
مادّه
Meaning
معنى
Mediate inference
( / - immediate inference )
استنتاج از دو مقدمه يا بيشتر
Metalogic
1 - با مقايسه با لفظ متافيزيك يعنى آنچه مربوط به مبادى و اصول منطق مىشود . مبادى منطق
2 - ماوراء منطق ، فرامنطق . البته مراد امورى از قبيل شهود و معرفت عرفانى كه بكلّ خارج از قلمرو منطق است ، نيست . بلكه مراد امورى است در عين اينكه با فكر سروكار دارد و با منطق مرتبط است ، در فرمولهاى منطقى نمىگنجد .
Middle term
حدّ وسط ، حدّ اوسط ( يعنى حدّى كه هم در صغرى به كار مىرود و هم در كبرى و در نتيجه حذف مىشود . )
Minor ( - minor term )
اصغر
Minor premiss
minor premise )
يا ) صغرى
Minor term
حدّ اصغر ، اصغر
يعنى آن حدّى كه در نتيجه موضوع واقع شده است .
Mnemonic terms
الفاظ يادآور . نمادهاى يادآور . عناوين اختصارى كه منطقيان قرون وسطايى به هريك از ضروب اشكال دادهاند و مقصود سهولت حفظ و
barbara
كه رمزاستحضار بوده است . مانند
اختصارى ضرب اوّل از شكل اوّل است .
Modal
موجّهه
Modal logic
منطق موجّهات
Modal proposition
قضيّهء موجّهه
Modality
1 - توجيه ( در مقابل اطلاق )
2 - در اصطلاح هاميلتن : وصف قضيّهاى كه ادات ربط آن داراى تعين و وصف خاصّى باشد .