باشد كه يكى از محصورات افتد ، پس قراين ممكن الوقوع در هرشكلى شانزده بود كه از ضرب چهار در چهار حاصل آيد . و هر يكى را از آن قراين ضربى خوانند . و بهرى از آن جمله منتج بود و بهرى عقيم » ( اساس ، ص 193 ) .
ضروب
جمع ضرب ( ص 139 ) .
ضروب عقيم
ضربهائى كه نتيجهاش معتبر و صحيح نيست . و آن در هرشكل ضربهائى است كه شرايط انتاج در آن مرعى نباشد مانند قياس ذيل :
شير پستاندار است - بعضى پستانداران علفخوارند . ( - / ضروب منتج ) .
ضروب منتج
ضربهائى كه نتيجهء آنها معتبر است . يعنى هميشه در صورت صحيح بودن ماده نتيجهء صحيح از آنها برمىآيد . مانند قياس ذيل :
گاو علفخوار است - هر علفخوارى داراى ادرار قليائى است - پس گاو داراى ادرار قليائى است ( - / ضروب عقيم ) .
ضرورت
1 - واجب بودن ، وجوب .
« و ضرورت و امكان متقابلاناند ، چنان كه گفتهايم . پس هرچه نه ضرورى بود ممكن بود و چون ضرورى را اقسام بسيار است ، ممكن بر وجوهء استعمال توان كرد » ( اساس ، ص 136 ) .
2 - بداهت ، بيّن بودن .
« اما قسمى كه در آن تصديق است ، يا تصديق بدان بر وجه ضرورت است ، يا بر وجه تسليمى كه معاند آن در ذهن خلجان نمىكند ، يا بر وجه ظن غالب . و آنچه بر وجه ضرورت است يا ضرورتش ضرورتى ظاهرى است و آن به حس ، يا تجربه ، يا به تواتر است ، يا ضرورتش باطنى است . و ضرورت باطنى يا از راه عقل است ، يا از راه خارج عقل » ( شفا ، برهان ، ص 17 ) .
ضرورت بحسب ذات
وجوب اتّصاف موضوع به محمول ، مادام كه ذات موضوع موجود باشد . ( - ضرورت ذاتى ) ( - ضروريّهء مطلقه ، ص 172 )
ضرورت به شرط محمول
ضرورتى كه هنگام تحقّق محمول حاصل است . مانند انسان متحرك است مادام كه