حمل بالعرض
( - حمل ما بالعرض ) .
حمل حقيقى
حمل در قضيهاى كه موضوع خود شايستهء آن باشد كه چيزى بر آن حمل شود . يعنى امرى باشد محصّل الذات و قائم به خود .
مانند « انسان ابيض است » كه در اينجا انسان جوهر است و محتاج به حاملى كه آن را بردارد نيست . و بياض قائم بدان است و بنابراين محتاج به حامل است ( شفا ، برهان ، ص 163 و 169 ) .
حمل شايع صناعى
حملى كه در آن محمول از ذاتيات موضوع نباشد ، مانند « زمين كروى است » ، « زمين متحرك است » .
وجه تسميهء اين نوع حمل به حمل شايع صناعى آن است كه در علوم و صناعات اينگونه حمل رائج و متداول است . چه حمل اولى ذاتى مفيد علمى تازه نيست .
( - / حمل اوّلى ذاتى ) .
حمل شىء بر نفس
چيزى را بر خود حمل كردن . مانند حمل انسان بر انسان و مثلث بر مثلث در قضاياى « انسان انسان است » ، « مثلث مثلث است » .
حمل شىء بر نفس ضرورى و بديهى است ، بلكه بديهىترين بديهيات است .
حمل شىء بر نفس را با هو هويه نيز تعبير مىكنند و چون اين نوع حمل مفيد علمى تازه نيست و از بديهيات است ، گاه مىگويند حمل شىء بر نفس شايسته نيست .
يعنى چيز تازهاى نمىآموزد و از قبيل توضيح واضحات است . ( - حمل اوّلى ذاتى ، ص 101 ) .
« در حمليات موضوع و محمول بايد كه يك چيز نبود . چه حمل الشىء على نفسه نشايد » ( اساس ، ص 74 ) .
حمل ما بالعرض
« حملى كه در آن آنچه بالطبع بايد موضوع باشد ، محمول قرار گيرد . و آنچه بالطبع بايد محمول باشد ، موضوع شود . مانند ابيض ما انسان . كه در اين قضيه موضوع در واقع دو مرتبه ذكر شده . زيرا كه ابيض از جهت اينكه ابيض است ، نمىتواند موضوع واقع شود . بلكه موضوع آن چيزى است كه سفيد عارض آن شده است ، و آن همان انسانى است كه سفيد بر آن عارض شده » ( شفا ، برهان ، ص 163 و 169 ) .
( - حمل بالعرض ، حمل عرضى ) .