جنگ خندق يا احزاب : « حم لا يَنْصَرُون » يعنى دشمنان پيروز نمىشوند .
جنگ طائف : « يا رضوان » و جنگ تبوك : « يا احَدْ ، يا صَمَدْ » « 1 » اى خداى يگانه و بى نياز .
در فتح مكّه : « نَحْنُ عِبادُاللَّهِ حَقّاً حَقّاً » يعنى ما بندگان به حق خدا هستيم .
شَهيد
شهيد در لغت يعنى حاضر و گواه ، امين در شهادت ، كسى كه از او چيزى پوشيده نيست و كشته در راه خدا . « 2 »
در اصطلاح ، به مسلمانى كه بنا به دستور پيامبر ( ص ) يا امام ( ع ) يا نايب امام ، در جنگ شركت كرده و در مسير جنگ يا در معركهء كارزار كشته شده ونيز به مسلمانى كه در زمان غيبت امام ( ع ) در جهاد دفاعى شركت كرده و كشته شده ، شهيد مىگويند . « 3 »
لفظ شهيد درمنابع دينى گاهى در مورد افراد ديگرىنيز ( غيراز شهيد درجنگ ) به كار رفته است كه مراد از آن ، معناى مجازى است و به معناى مشابهت در ثواب و اجر مىباشد ، مانند كسانى كه در راه طلب علم يا تبليغ دين از دنيا بروند . « 4 »
شهيد در روز قيامت شفاعت مىكند . پيامبر گرامى اسلام در اين باره فرمود :
« ثَلاثَةٌ يَشْفَعُونَ الَىاللَّهِ يَوْمِ الْقِيامَةِ فَيُشَفِّعَهُمْ : الْانْبِياءُ ثُّمَ الْعُلَماءُ ثُّمَ الشُّهَداءُ » « 5 »
شفاعت سه گروه در روز قيامت پذيرفته مىشود : پيامبران ، سپس عالمان و سپس شهيدان .
حضرت على عليه السلام به يارانش درجنگ صفين فرمود :
« انَّ اكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْل ، وَالَّذى نَفْسُ ابْنِ ابى طالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِاْلسَّيْفِ اهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ مَيْتَةٍ عَلىَ الْفِراشِ فى غَيْرِ طاعَةِ اللَّهِ » « 6 »
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 5 ، ص 47 ؛ وسائلالشيعه ، ج 11 ، ص 105 ؛ والمغازى ، ج 1 ، ص 8 .
( 2 ) - قاموس اللغة ؛ و المنجد .
( 3 ) - ر . ك . شرح لمعه ، ج 1 ، ص 53 .
( 4 ) - ر . ك . تحفة العباسيه ، ميرزاى قمى ، مجموعه رسائل خطى فارسى ، ص 79 ، دفتر اول ، چاپ آستان قدس رضوى .
( 5 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 720 .
( 6 ) - نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبهء 122 .