پيامبر آبادى خود و يا پيامبر نفس خويش بود و شما به منزلهء همانها هستيد ، جز اينكه شما جزو انبيا نيستيد . « 1 »
شِعار
شِعار در لغت به علامت ، نشانه ، رسم سنّت ، وسيلهء شناسايى و لباس زير گفته مىشود .
در اصطلاح ، نداى مخصوصى است كه گروهى به وسيلهء آن يكديگر را در جنگ شناسايى مىكنند [ با كلمات نثرى ] . « 2 »
فرق « شِعار » با « رَجَزْ » در اين است كه رَجَزْ يك وزن از اوزان شعرى است كه در ميدان براى معرفى خويش يا مقصود ديگرى ، سروده مىشود ، بر خلاف شعار كه جنبهء نثرى دارد . « 3 »
شعار ابوسفيان در جنگ احد چنين بود : « اعْلُ هُبَلْ ، اعْلُ هُبَلْ » يعنى بالارو اى بت هبل .
به دنبال آن پيامبر اسلام ( ص ) دستور داد كه مسلمانان شعار دهند : « اللَّهُ اعْلى وَ اجَلَّ » يعنى خدا برتر و بلند مرتبه است .
سپس ابوسفيان به مشركان دستور داد كه بگويند « انَّ لَنَاالْعُزّى وَ لا عُزّى لَكُمْ » يعنى ما بت عزّى داريم و شما بت عزّى نداريد .
پيامبر نيز به مسلمانان دستور داد كه پاسخ دهند « اللَّهُ مَوْلانا وَ لا مَوْلى لَكُمْ » يعنى خداى مولاى ماست و شما مولا نداريد . « 4 »
امام صادق ( ع ) شعارهاى جنگهاى اسلامى را اين گونه بيان فرمود :
جنگ بدر : « يا نَصْرَاللَّهِ اقْتَرِبْ » يعنى اى نصر خدا نزديك شو ، نزديك شو .
جنگ بنىنضير : « يا رُوحَالْقُدُسِ ارِحْ » يعنى اى روح القدس ما را از دست دشمنان راحتنما .
جنگ بنى قينقاع : « يا رَبَنَّا لا يَغْلَبِنَّكَ » يعنى اى پروردگار ما مبادا دشمن پيروز شود .
هامش
( 1 ) - بهجة الامال فى شرح زبدة المقال ، ج 2 ، ص 350 .
( 2 ) - فرهنگ ورام ، واژه هاى عربى ، ص 213 .
( 3 ) - مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 350 .
( 4 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 160 .