پناهندگى « استجاره » ناميده مىشود . در فتح مكه وقتى لشكر اسلام در نزديكى مكه اردو زده بود ، شبانه ابوسفيان براى كسب اطلاعات به نزديك اردوگاه مسلمانان آمد كه توسط عباس عموى پيامبر كه در حال گشتزنى بود ، شناسايى و به وى امان داده شد .
وقتى عباس ابوسفيان را خدمت پيامبر ( ص ) آورد آن حضرت دستور داد كه او را نزد خود نگهدارد و فردا بياورد . . . . « 1 »
امان دو قسم است : فردى و گروهى . امان گروهى فقط به دستور امام يا نائب او صادر مىشود ، ولى امان فردى را هر مسلمانى مىتواند صادر كند ، بدين معنى كه هر يك از نيروهاى سپاه اسلام مىتواند به فرد يا افرادى از لشكر كافران امان دهد و او را در پناه خود بگيرد . « 2 »
آيه زير مؤيد اين حكم است :
« وَ انْ احَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَاجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ ابْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْلَمُونَ » « 3 »
و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد به او پناه ده تا اين كه سخن خدا بشنود سپس او را به جاى امنى برسان ، زيرا كه آنها گروهى ناآگاهند ! ( با برنامههاى سازندهء دين اسلام آشنايى ندارند ) .
از حضرت على ( ع ) چنين روايت شده است :
« مَنِ ائْتَمَنَ رَجُلًا عَلى دَمِهِ ثُمَّ خانَ بِهِ فَانَامِنَ الْقاتِلِ بَرِىٌّ ، وَ انْ كانَ الْمَقْتُولُ فِىالنَّارِ » « 4 »
هر كس مردى را براى حفظ جانش امان دهد ، سپس به او حيله بزند و خيانت كند ، من از قاتل او بيزارم ، هر چند جايگاه مقتول ، جهنم باشد .
هامش
( 1 ) - مغازى واقدى ، ترجمه دكتر محمود مهدوى دامغانى ، ج 2 ، ص 623 .
( 2 ) - جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 96 .
( 3 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 6 .
( 4 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 51 .