رئيس ، بزرگ قوم ، كسىكه ازطرف پادشاه حكومت ولايتى يا شهرى را به عهده دارد و . . .
به كار رفته است . « 1 »
امير در اصطلاح : به معناى بالاترين درجهء نظامى ، امّا پايينتر از فرمانرواى كل ، سپهسالار ، سردار ، فرمانده سپاه و . . . استعمال شده است .
« واژهء امير » و مشتقات آن در بسيارى از روايات اسلامى به كار برده شده است . « 2 »
امام صادق فرمود :
« كانَ رَسُولُ اللَّهِ ( ص ) اذا بَعَثَ سَرِيَّةً دَعا بِاميرِها فَاجْلَسَهُ الى جَنْبِهِ وَ جَلَسَ اصْحابُهُ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ قالَ سيرُوا بِسْمِاللَّهِ وَ فى سَبيْلِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِاللَّهِ ( ص ) لاتَغْدِرُوا وَ لا تَغْلُوا وَ لاتَمْثَلُّوا وَ لاتَقْطَعُوا الشَّجَرَةَ الّا انْ تَضْطَرُّوا الَيْها وَ لاتَقْتُلُوا شَيْخاً وَ لاصَبيّاً وَ لاامْرَاةً وَ . . . » « 3 »
زمانى كه رسول خدا ( ص ) گروهى را به جنگ مىفرستاد ، ابتدا فرمانده گروه را مىخواست و او را در كنار خود جاى مىداد و بقيه را در پيش رو مىنشاند . آنگاه مىفرمود : به سوى دشمن حركت كنيد ، به نام خدا و در پناه خدا و در راه خدا و به پيروى از رسول خدا ( ص ) پيمان نشكنيد ، خيانت نورزيد ، كشته ها را مثله نكنيد ، درختان را تا ناچار نشديد ، قطع نكنيد ، پيرمردان و كودكان و زنان را نكشيد و . . . .
پيامبر گرامى اسلام صلىالله عليه و آله فرمود :
« صِنْفانِ مِنْامَّتى اذا صَلُحا صَلُحَتْامَّتى وَاذا فَسَدا فَسَدَتْ ، الْامَراءُ وَ الْفُقَهاءُ » « 4 »
امرا و فقها دو گروه از امت من هستند كه اگر صالح باشند ، امت من صالح ، و اگر فاسد باشند ، امت فاسد مىشود .
در جريان جنگ صفين چون ياران على ( ع ) در مورد حكميت به ايشان خيانت كردند ،
هامش
( 1 ) - تاج العروس ، زبيدى ، ج 3 ، ص 18 ، لغتنامه دهخدا ، ج 8 ، ص 228 ؛ دايرة المعارف ، بستانى ، ج 4 ، ص 411 .
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 47 ؛ نهجالبلاغه ، خطبهء 40 و 92 و 97 و 198 و 208 و نامههاى 45 و 47 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 138 ؛ همان ، ج 5 ، ص 444 ؛ اصول كافى ، ج 2 ، ص 377 و 449 .
( 3 ) - تهذيب الاحكام ، شيخ طوسى ، ج 6 ، ص 138 ، حديث 3 ، نشردار صعب .
( 4 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 30 ، ماده امر .