معين ) .
انفاق ( زيت انفاق )
( ر ك : زيتون )
انفحه
( Enfahat , Enfaha )
( لا )
Spinacia
( فر )
Presure
انفحه فضليست از انواع فضلهاى حيوان .
الابنيه ( بهم 10 ، زل 10 )
انفحه را . . . به لغت سجزى دوك خوانند و پارسيان پنيرمايه گويند و پنيرمايه شيرى باشد كه او را در شكنبه گيرند . . . و او را از حيوان در اول نتاج گيرند پيش از آنكه علف و گياه بخورد ( ترجمهء صيدنه ، ب 19 ) . لغت عربى است و به فارسى پنير مايه . . . معده حيوانات شيرخوارهء بسيار صغير قريب به ولادت است كه بعد ذبح برميآورند و استعمال مىنمايند خواه تازه و خواه خشك نموده ( مخزن ) . انفحه هى العقد و اسمه المشهور عند عامه المغرب الينق ( شرح اسماء ، م 30 ) . پنيرمايه را به يونانى پيتيا
pitya
گويند . ينق بر وزن يمن كلمهايست كه ابن بيطار نيز به كار برده است و اصل آن شناخته نيست ( مايرهوف ، م 30 ) .
چيزى است زردرنگ كه از شكم بره و بزغالهء شيرخواره برآيد و آن را بر پارهء پشم بردارند پس ستبر و خشك گردد . و به گفت اصمعى شكنبهء بره و بزغالهاى را گويند كه هنوز علف نخورده باشد و به فارسى پنير مايه گويند زيرا چون آن را در شير بياميزند پنير گردد ، جمع انافح ( فرهنگ نفيسى ) .
انگژه
( ر ك : حلتيث )
انگور
( ر ك : عنب )
انگيان
( ر ك : انجدان )
انيسون
( Anisun )
( لا )
Pimpinella anisum
( فر )
Anis
انيسون رومى باشد و نبطى و او جنسى است از جنسهاى رازيانه و ذكرش اندر باب را خواهد آمد .
الابنيه ( بهم 13 ، زل 12 )
انيسون لغت رومى است . . . و انيسون نوعى است از انواع رازيانج و ميان انيسون و انواع رازيانج مخالفت آن است كه منبت انيسون بلاد روم است و انواع رازيانج كه جز انيسون است معدن او در بلاد ديگرست جز بلاد روم و در زمين نبط موضعى است كه معدن انيسون است و مخالفت ميان نبطى و رومى در طعم و صورت آن است كه رومى به طعم چنان تيز باشد كه نبطى و رومى به هيأت بزرگتر باشد . . . و ابو معاذ مىگويد انيسون رازيانج شامى است . . . در كتابى كه بر مؤلف اعتماد تمام هست در معرفت علم طب چنين آوردهاند كه انيسون چهار نوع است رومى و هندى و پارسى و چينى ( ترجمهء صيدنه ، ب 18 ) . در هداية - المتعلمين از انيسون و رازيانه به عنوان دو داروى متفاوت كرارا ياد شده است ( ر ك :
هدايه ، فهرست داروها ) . انيسون تخم