اشنان
( Es ? n n , Os ? n n )
( لا )
Salsola Kali
( فر )
Soude de foulons
اشنان جهار جنسست سبيذ و زرد و سبز و جنسى دگر هندويست وى را فندق هندى گويند و نيز حرص صينى گويند ورته . . . و هندى را ذكر كردهايد خوذ اندر باب با از جهة بندق از انك وى را بندق هندى گويند .
الابنيه ( بهم 33 ، زل 28 ) .
معرب از فارسى است و آن را به تازى حرض
horz
خوانند ( جواليقى ، دهخدا ) و او را حرض گويند و از جنس شوره گياه است و ازو اشخار قليا سازند به اين طريق كه او را بسوزند چون سوخته شود آب بر او زنند جرم او منعقد شود و شخار كنند و بدان جامه شويند . . . به پارسى اشنان گازران ( ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) .
لطيفتر آن بود كه به خرو عصافير ماند يعنى سرگين گنجشك به هيأت و اين نوع را كرمك خوانند كه به كرم مىماند و در متعارف قاقلى گويند . . . و گويند حرض اشنان بود . ( ترجمهء صيدنه ، ب 13 ) .
اشنان انواع است اما آنچه سپيد است و به تازى خرئو العصافير گويند لطيفتر است ( اغراض ، 613 ) . و آن را خرو - العصافير نامند ( مفردات قانون ، دهخدا ) .
و به تازى غاسول خوانند ( جهانگيرى - منتهى الارب ، دهخدا ) . گياهى است بىبرگ - و با شاخهاى ريزه شبيه به كرمهاى خشكشده و گازران به آن جامه مىشويند سفيد او را خروء العصافير و سبز آن را غاسول نامند و آن غير ابوقانس است ( تحفه ، 26 ) .
چوبك شويه ( الفاظ الادويه ، دهخدا ) . چوبه و چووه ( فرهنگ خطى ، دهخدا ) . اشنان القصارين هو الغاسول و يقال له بالعربيه الحمض و الحرض ( شرح اسماء ، م 24 ) . غاسول و حمض بر وزن رمز اسم جنس گياهانى است كه به خصوص باديهنشينان به جاى صابون به كار مىبرند . اشنان و اشنان - القصارين را در گياهشناسى
Salsola kaki
و غاسول را
Fruticosa Salicornia
خوانند . ( مايرهوف ، م - 24 ) .
اين درختچه تنها در كويرهاى نمك و شورهزارها در اطراف خوار و دامغان و كويرهاى شمال خراسان و اطراف يزد ديده مىشود ( دهخدا ) . درختچهايست از تيرهء اسفناجيان كه خاص نواحى گرم و كويرى است و گاه در سواحل درياى شور مىرويد . داراى برگهاى متناوب با گلهاى منفرد و يا دوتايى ( دوقلو ) ، اشنون ، اشنوم ( فرهنگ معين ) . ايضا ر ك : آذرگون ، رته .