بنگ شده ) و اين لفظ سپس معرّب و بنج گشته است ( مايرهوف ، م 58 ) .
بنگ . . . در پهلوى منگ ، شاهدانه كنب [ صحيح قنب است ] ، گردى كه از كوبيدن برگها و سرشاخههاى گلدار شاهدانه گيرند كه بمناسبت داشتن مواد سمى و مخدر در تداوى به مقادير بسيار كم مورد استعمال دارد و مانند ديگر مخدرات به مصرف تدخين نيز مىرسد ( فرهنگ معين ) .
بنگ مخير
( Bang - e - moxayyar )
بنك مخير كرمست و خشك اندر درجهى دوم . معدهء سرد را قوى كنذ . . . و بهتر - ينش سرخ فام بوذ .
الابنيه ( بهم 64 ، زل 53 )
بنك ، معدن او در عرب به زمين يمن است . . . بيخ درخت ام غيلانست كه پوسيده شود و ساق او به سبب پوسيدگى بيفتد ( ترجمهء صيدنه ) . پوست درختى است خوشبو شبيه به پوست درخت توت و گويند پوست درخت امغيلان يمنى است و اكثرا را اعتقاد آنكه بنك آس يمنى و هندى است و در آس مشروح گشته ( تحفه ، 57 ) .
بنك به فتح با و نون و كاف ، انطاكى گفته پوست درختى است يمنى و سبك و زرد . . . و گفتهاند كه پوست امغيلان يمنى است و بعضى گفتهاند كه آن بنك الاس است و از گرههائى است كه در بيخ آن به هم مىرسد و اين انسب و اصح اقوال است و بهترين آن سبك و شيرين و قابض و خوشبوى آن است و . . . از عطريات است ( مخزن ) . بنك ، ديسقوريدوس - . . . يوتى به من بلاد الهند شبيه بالقشور كانه قشر شجره التوث يدخن به للطيب رائحته . . . ابن رضوان هو دواء طيب الرائحه يقال انه ينبت من اصل خشب ام غيلان باليمن ( ابن بيطار ) . در عرايس الجواهر و نفايس الاطايب به جاى بنك مخير بنك محير ( با حاى بىنقطه ) نوشتهاند و از اين دارو كرارا به عنوان يكى از اقلام مهم تهيه عطريات ياد كردهاند . تعريف اين دارو در آن كتاب چنين است : اما بنك مخير را عودى است رخو كه در او خشكى باشد . همه از بلاد يمن مىخيزد و نيكوترين آن زرد خفيف عذب رايحه بود ، و به مساس مشابه صوف باشد و در سفيد خيرى نبود . آنچه زرد و صلب مجس باشد از درخت ام غيلان مىخيزد ( عرايس ، 271 - 272 ) .
اين گياه چنان كه اشپرنگل
Sprengel
و لكلرك نوشتهاند از گياهان ناشناختهء يمن است ( آخوندوف ، ص 305 ، م 60 ) . ناگفته نماند كه اين دارو چنان كه ديديم در غالب مآخذ بدون ذكر صفت مخيّر ضبط شده است .
به ورق
Bawray
( لا )
Borax