تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
در صحارى و كوهستانها مىرويد . . . كرات اسپانيا ، پيانى صارمساقى ، ركامبول ( فرهنگ معين ) .

بصل الفار

( ر ك : اسقيل ) .

بصل زيزى

( Basal - e - zizi )
( لا )
Muscari comusum
( فر )
Muscari
بصل پنج نوعست شامى و نبطى وزيزى و فاروبلبوس . الابنيه ( بهم 52 ، زل 43 ) . بصل زيزى موسير است و آن را بصل الزيز و بصل الزير ( با راى مهمله ) نيز نوشته‌اند چنان كه بيايد . تعريف اين گياه در ترجمهء صيدنه چنين است : عرب بصل الزيز گويد . . . و طايفه‌اى بلابس گويند . . . در آبها باشد چنان كه سير . . . بوى او كريه و گنده باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 25 ) . پياز زيزى نزديك است به بصل الفار ( اغراض ، 587 ) . صاحب برهان قاطع بجاى پياز زيز پياز ليز ( بالام ) آورده و چنين نوشته است : « پياز ليز ، نوعى از پياز دشتى باشد و آن را به عربى بصل الزيز خوانند » . مؤلف تحفة المؤمنين مىنويسد : بصل الزيز و بصل الذئب بلبوس است و گويند صنفى از بلبوس است ( تحفه ، 49 ) . مؤلف مخزن الادويه در ذيل بلبوس چنين مىنويسد : لغت يونانى است و معروف نزد عرب به بصل الذئب و بصل الزيره [ با راى مهمله ] و به فارسى زير و تلخه پياز و به تركى داغ سوغانى و در لرستان طرم نامند . مانند پياز كوچكى است الا آنكه تو بر تو نيست بلكه مانند سير يك دانه است و پوست آن سياه و متشنج و برگ آن مانند پياز و از آن عريض‌تر و در طعم و بوى شبيه به پياز . . . و اندك تلخ و مايل به شيرينى و از ماكولات است در فهرست مخزن الادويه نيز ذيل لغت موسير مىنويسد « اسم فارسى بصل الزيز است » در شرح اسماء نيز كلمهء زيز به صورت زير ( با راء مهمله ) آمده است : بصل الزيز . . . هو البلبوس ( شرح اسماء ، م 61 ) . مايرهوف مىنويسد كه صحيح اين كلمه « زير » است با راء مهمله كه « اغلب » مؤلفان تازىنويس اين لغت را اشتباها زيز ( با زاى منقوط ) ضبط كرده‌اند . اين محقق دليلى براى اينكه چرا زير درست است و زيز غلط ذكر نكرده است . بارى بنابه قول وى بصل الزير همان است كه در نزد يونانيان به بلبوس
Bolbus
يا
Bolbos edodimos
معروف بوده است ( مايرهوف ، م 61 ) . هروى در ذيل همين مادهء بصل مىنويسد : « بوسه پياز تيزتر است كه اين دگر پياز و او را تلخ پياز خوانند » . در ترجمهء صيدنه نيز در ذيل بصل مختصر اشارتى به تلخ پياز شده است : « و تلخ‌پيازتر باشد » ( ب 25 ) . مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : « سياق مطلب دلالت