تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله به واشره ( زنى كه وشر را شغل خود داده ) لعنت كرد . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 113

الوشى -

نقش و نگار پارچه از هر رنگ . مجمع البحرين موارد استعمال : لباس الوشى مكروه است . الكافى ، ج 3 ، ص 402

الوصال فى الصّوم -

دو روز نيت روزه گرفتن ، همچنين به بيشتر از يك روز روزه گرفتن نيز گفته مىشود . موارد استعمال : وصال در روزه حرام است . شرح لمعه ، كتاب صوم

الوصايا -

چندين وصيت ، جمع وصيت است . موارد استعمال : اگر به وصايات مختلفه وصيت كند واجب مالى مقدم است . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 93

الوصاية -

موصى ديگرى را براى تصرف در امورى كه حق تصرف دارد ( مانند اخراج و استيفاء حق و ولايت طفل و مجنون ) نائب بگيرد . موارد استعمال : وصايت مملوك صحيح نيست . شرح لمعه ، كتاب وصيت

الوصف -

صفت كردن ، شرح دادن . در عرف فقيهان ، چيزى را گويند كه تابع شيئى موردنظر است و از آن جدا نمىشود و با بودن آن قيمت بالا مىرود و با فقدان آن قيمت پايين مىآيد . كشّاف موارد استعمال : در ثبوت خيار رؤيت ذكر جنس و وصف ضرورت دارد . شرح لمعه ، كتاب متاجر

الوصل -

چسباندن چيزى به چيز ديگر . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، برّ و احسان است و لو اين كه به صورت ديدوبازديد و شوخى و سلام دادن باشد . مجمع البحرين موارد استعمال : وصل قريب به صورت نيابت در طواف و حج موجب مىشود كه خداوند دو برابر اجر بدهد . الكافى ، ج 4 ، ص 316

الوصىّ -

كسى كه ولىّ و يا حاكم شرع او را جهت حفظ اموال قاصر ( صغير ، مجنون ) و اخراج و استيفاء حق معين مىكند . موارد استعمال : وصىّ بايد كامل باشد . شرح لمعه ، كتاب وصيت

الوصيف -

بردهء مرد ، مؤنث آن وصيفه مىباشد . موارد استعمال : اگر مهريهء زن وصيف قرار داده شود لازم است وصيف متوسط به آن بدهند . طلبة الطلبه ، كتاب نكاح

الوصيلة -

گوسفندى است كه شش بار دو بچه ماده بزايد و در مرتبهء هفتم يك بچه ماده به دنيا بياورد ، به چنين گوسفندى در جاهليت وصيله مىگفتند و شير آن براى مردان حلال و زنان حرام بود . مجمع البحرين موارد استعمال : خداوند وصيله قرار نداده است و كفار افترا مىگويند . سورهء مائده ، آيهء 103

الوصيّة -

اندرز ، نصيحت . عين مال و يا منفعت و يا اختيارات خود را براى پس از مرگ به كسى واگذار كردن