تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
باشد . شرح لمعه ، كتاب متاجر

مستحبّات اكيدة -

امورى كه در شرع به آن به‌طور مؤكد ترغيب شده ولى به حد فرض نرسيده است . موارد استعمال : يكى از مستحبات اكيده بناء مسجد مىباشد . تحرير الوسيله ، كتاب صلات

مستحقّ -

سزاوار ، مالك . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، مقصود از آن صاحب حق است . در عقد كفاله به مكفول له مستحق گفته مىشود . موارد استعمال : مستحق حق دارد از حاكم تقاضا كند كه كفيل را تا احضار مكفول زندانى كند . شرح لمعه ، كتاب كفاله

مستحقّ -

چيزى كه غير متصرف در آن حق عينى داشته باشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : اگر مقدارى از مال خريدارى شده مستحق باشد ، خريدار مىتواند با استفاده از خيار شركت كل معامله را فسخ نمايد . شرح لمعه ، كتاب متاجر

مستحقّ الزّكوة -

موارد مصرف زكات . موارد استعمال : مستحق زكات هشت نفرند : 1 ) فقرا ؛ 2 ) عاملون ؛ 3 ) مؤلفة قلوبهم ؛ 4 ) فى الرقاب ؛ 5 ) غارمون ؛ 6 ) فى سبيل الله ؛ 7 ) ابن السبيل ؛ 8 ) مساكين . شرح لمعه ، كتاب زكات

مستحلّ الخمر -

كسى كه خمر ( مشروب ساخته شده از انگور ) را حلال بداند . موارد استعمال : مستحل الخمر واجب القتل است . شرح لمعه ، كتاب حدود

مستحلّ المحرّمات -

كسى كه حرامهاى دين را حلال بشمارد . موارد استعمال : مستحل المحرمات با دو شرط زير واجب القتل مىشود : 1 ) فطرى باشد ؛ 2 ) حرمت محرمات مذكور اجماعى باشد . شرح لمعه ، كتاب حدود

مسترابة -

زنى كه به شك و ريب افتد . در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه خون حيض از او نمىآيد درحالىكه با توجه به سنّ و سالش بايد خون حيض داشته باشد . موارد استعمال : عدهء مسترابه سه ماه هلالى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب طلاق

مستزيد -

در بيع صرف ( بيع طلا به طلا ) به آن‌كه اضافه مىدهد و يا اضافه مىگيرد ، مستزيد گفته مىشود . موارد استعمال : در حديث است كه در بيع ذهب به ذهب مستزيد در آتش است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف

مستضعف -

شخصى كه ضعيف شمرده مىشود . مجمع البحرين در عرف فقها ، كسى كه حق را نمىشناسد و در عين حال عناد هم نمىكند . موارد استعمال : در نماز ميت مستضعف ، دعاى مخصوص خوانده مىشود . شرح لمعه ، كتاب طهارت

مستطيع -

كسى كه در كار مورد علاقه‌اش توانايى دارد . در فقه ، كسى را گويند كه استطاعت شرعى ( زاد و راحله و ساير امور كه در استطاعت معتبر مىباشند ) داشته باشد .
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 487 | حسين مروج