باشد . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مستحبّات اكيدة -
امورى كه در شرع به آن بهطور مؤكد ترغيب شده ولى به حد فرض نرسيده است .
موارد استعمال : يكى از مستحبات اكيده بناء مسجد مىباشد . تحرير الوسيله ، كتاب صلات
مستحقّ -
سزاوار ، مالك . مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، مقصود از آن صاحب حق است .
در عقد كفاله به مكفول له مستحق گفته مىشود .
موارد استعمال : مستحق حق دارد از حاكم تقاضا كند كه كفيل را تا احضار مكفول زندانى كند . شرح لمعه ، كتاب كفاله
مستحقّ -
چيزى كه غير متصرف در آن حق عينى داشته باشد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : اگر مقدارى از مال خريدارى شده مستحق باشد ، خريدار مىتواند با استفاده از خيار شركت كل معامله را فسخ نمايد . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مستحقّ الزّكوة -
موارد مصرف زكات .
موارد استعمال : مستحق زكات هشت نفرند : 1 ) فقرا ؛ 2 ) عاملون ؛ 3 ) مؤلفة قلوبهم ؛ 4 ) فى الرقاب ؛ 5 ) غارمون ؛ 6 ) فى سبيل الله ؛ 7 ) ابن السبيل ؛ 8 ) مساكين .
شرح لمعه ، كتاب زكات
مستحلّ الخمر -
كسى كه خمر ( مشروب ساخته شده از انگور ) را حلال بداند .
موارد استعمال : مستحل الخمر واجب القتل است . شرح لمعه ، كتاب حدود
مستحلّ المحرّمات -
كسى كه حرامهاى دين را حلال بشمارد .
موارد استعمال : مستحل المحرمات با دو شرط زير واجب القتل مىشود :
1 ) فطرى باشد ؛ 2 ) حرمت محرمات مذكور اجماعى باشد . شرح لمعه ، كتاب حدود
مسترابة -
زنى كه به شك و ريب افتد .
در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه خون حيض از او نمىآيد درحالىكه با توجه به سنّ و سالش بايد خون حيض داشته باشد .
موارد استعمال : عدهء مسترابه سه ماه هلالى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب طلاق
مستزيد -
در بيع صرف ( بيع طلا به طلا ) به آنكه اضافه مىدهد و يا اضافه مىگيرد ، مستزيد گفته مىشود .
موارد استعمال : در حديث است كه در بيع ذهب به ذهب مستزيد در آتش است .
طلبة الطلبه ، كتاب صرف
مستضعف -
شخصى كه ضعيف شمرده مىشود . مجمع البحرين
در عرف فقها ، كسى كه حق را نمىشناسد و در عين حال عناد هم نمىكند .
موارد استعمال : در نماز ميت مستضعف ، دعاى مخصوص خوانده مىشود .
شرح لمعه ، كتاب طهارت
مستطيع -
كسى كه در كار مورد علاقهاش توانايى دارد .
در فقه ، كسى را گويند كه استطاعت شرعى ( زاد و راحله و ساير امور كه در استطاعت معتبر مىباشند ) داشته باشد .