تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
2 ) در صورت وجود مصلحت ، ولى مىتواند قصاص نمايد . شرح لمعه

استيفاء قصاص -

كشتن قاتل در مقابل قتل ، و اتلاف عضو جانى در مقابل اتلاف عضو است . موارد استعمال : در زمان استيفاء قصاص مستحب است دو نفر شاهد عادل احضار شوند . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه

استيلاد -

زن را آبستن كردن . در فقه ، عبارت است از اين‌كه صاحب كنيز با او مجامعت نمايد كه در نتيجهء آن كنيز باردار گردد . شرح لمعه ، طلبة الطلبه موارد استعمال : فروش كنيز پس از استيلاد ، جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب استيلاد

استيمان -

امان طلبيدن . در فقه ، حالت كسى را گويند كه مال غير و يا بچهء مسلمان ، به‌طور مشروع نزد او باشد . فرهنگ معين موارد استعمال : اگر امانت‌دار به‌طور تعدى امانت را از حرز بيرون آورد ، برگرداندن مجدد آن به حرز موجب برائت آن نمىشود ، مگر اين‌كه صاحب امانت تجديد استيمان نمايد . شرح لمعه ، كتاب وديعه

استيناف الفريضة -

ابتدا و شروع كردن به فريضه و امر واجب . طلبة الطلبه موارد استعمال : بچه‌اى كه مشغول نماز است اگر در اثناى نماز به سن بلوغ برسد ، بايد استيناف صلاة نمايد . جواهر الكلام

اسرى -

جمع اسير . موارد استعمال : زنهاى اسرى ، به ملكيت مجاهدين داخل مىشوند . جواهر الكلام

اسفار الصبح -

روشن شدن صبح . مجمع البحرين موارد استعمال : مالكيّه از اهل سنت مىگويند وقت اختيارى نماز صبح از طلوع فجر تا اسفار بيّن مىباشد . الفقه على المذاهب الاربعه

اسكار -

زايل كردن عقل . قاموس فقهى در فقه ، به خوردن مسكر كه به وسيلهء آن در شخص حالتى ايجاد شود كه منجر به هرزه و هذيان گفتن گردد و خود به خود هذيان گويد ، به آن حالت « اسكار » گويند . قاموس فقهى موارد استعمال : چيزهايى كه حالت اسكار در آن‌ها وجود دارد ، حرام است . شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه

اسلال -

به معناى سرقت مىباشد . در حديث وارد است كه « لا اغلال و لا اسلال ؛ خيانت و سرقت نيست . » طلبة الطلبه

اسلام -

طاعت و گردن نهادن بر امرى ، تسليم شدن و دين اسلام . كشاف در فقه ، عبارت است از : 1 ) گفتن كلمهء شهادت ( اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد ان محمد رسول اللّه . ) 2 ) اعمال مشروحه و به عبارت ديگر دين خاتم پيامبران حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و إله . كشاف ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : يكى از مطهرات ، اسلام
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 44 | حسين مروج