عورة -
امرى كه انسان از آن شرم دارد . در فقه ، 1 ) آلت تناسل مرد و زن و دبر آنها .
موارد استعمال : مرد نمىتواند به عورت محارم خود نگاه كند . شرح لمعه ، كتاب نكاح
2 ) جميع بدن زن به استثناى وجه ، كفّين ، ظاهر قدمهاى او .
موارد استعمال : ستر العوره براى زنان در حال نماز واجب است . شرح لمعه ، كتاب صلات
عورة القوم -
زنان ديگران ( همسران و محارم ) را عوره القوم مىنامند .
جواهر الكلام ؛ مجمع البحرين
موارد استعمال : كسى كه به قصد نگاه كردن به عوره القوم ، در جاى مشرف نشسته صاحب خانه مىتواند با وسيله مناسب او را منع كند و لو اينكه به قتل او هم منتهى شود . تحرير الوسيله ، كتاب دفاع
عورة المسلمين -
مواضع و محلهايى از بلاد اسلامى است كه بايد از ديد دشمنان مخفى بمانند ، به علت اينكه آشنايى دشمن به آنها موجب مىشود كه دشمن به آسانى به مسلمانان غلبه نمايد . طلبة الطلبه
موارد استعمال : دلالت و راهنمايى به عورات مسلمانان موجب مىشود كه كافر ذمى ، از ذمى بودن خارج شود .
شرح لمعه ، كتاب جهاد
عورة المؤمن -
به اذاعه و افشاى سرّ مؤمن عورت گفته مىشود .
موارد استعمال : عورت مؤمن حرام است .
مجمع البحرين
عوض -
جانشين ، بدل .
در عرف فقها ، در معاملات معوّض هر يك از دو موضوع مورد معامله را عوض مىنامند ، غالبا عوض به مالى گفته مىشود كه قبولكننده مىدهد ، خواه آن مال عين باشد و خواه غير عين باشد .
ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : معلوم بودن عوض در عقد اجاره ضرورت دارد . شرح لمعه ، كتاب اجاره
عوض الصّلح -
مال و يا عملى است كه طرفين براساس آن توافق كرده و ريشهء اختلاف را قطع مىنمايند .
موارد استعمال : مال غير بودن عوض صلح ، موجب بطلان صلح است .
شرح لمعه ، كتاب صلح
عول -
ميل به جور و ستم و زياد شدن عائله . مجمع البحرين
در فقه ، اگر ميزان تركه از سهام صاحبان فروض كمتر باشد فقهاى شيعه نقص در طبقهء اول بر دختر و يا دختران و در طبقهء دوم بر كلالهء ابوينى و يا ابى و اجداد ابى و در طبقهء سوم بر كسانى كه متقرب به اب مىباشند وارد مىنمايند و فقهاى اهل سنت نقص را به كسى وارد نمىكنند بلكه فريضه را زياد مىنمايند و اين امر عول ناميده مىشود .
موارد استعمال : در صورتى كه وارث يك دختر و زوج و پدر و مادر باشد ، فرض زوج و پدر و مادر داده مىشود و يك ششم به جا مانده به ضرر دختر تمام مىشود . ترمينولوژى حقوق ؛ شرح لمعه ، كتاب ارث