موارد استعمال : كفارهء صيد ارنب قربانى عناق است . طلبة الطلبه ، كتاب مناسك
2 ) حيوانى است مانند ببر كه در زبان فارس به آن سياهگوش مىگويند . در حديث است كه به وسيلهء عناق مىشود شكار كرد مانند ساير حيوانات شكارى .
طلبة الطلبه ؛ لسان العرب
عنبر -
زعفران ، سپرى است كه از ماهى عنبر درست مىكنند .
در عرف فقيهان ، همان جنس معروف به عنبر مىباشد .
راجع به اصل و ماهيت آن نظريههاى گوناگون وجود دارد .
موارد استعمال : در عنبر پرداخت خمس واجب است . جواهر الكلام ، ج 16 ، ص 45
عنت -
مشقت و زحمت شديد و زياد .
شرح لمعه
در عرف فقها ، ضرر و خسارتى است كه از ترك ازدواج بوجود مىآيد .
موارد استعمال : زنا و گناهان ديگر عنت به حساب مىآيد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
عندنا -
كلمهء عند براى فهماندن قرب و نزديكى وضع شده است و در بعضى موارد به معناى قرب از جهت عقيده را مىرساند ، مثلا گفته مىشود : « عندى كذا » . مفردات راغب
جمله « عندنا كذا » در كتب شيعه به معناى عقيدهء شيعه اين است .
موارد استعمال : خيار عيب عندنا فورى است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
عنق -
گردن . جمع آن اعناق است .
مجمع البحرين
موارد استعمال : در جنايت به عنق كه منتهى به كج شدن آن باشد پرداخت ديهء كامل واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات
عنن -
به آن قسمت از آسمان كه ديده شود .
در فقه ، مرضى است كه در اثر آن مرد به علت راست نشدن آلت رجوليت نتواند با زن مجامعت نمايد .
موارد استعمال : با وجود عنن زن حق دارد عقد ازدواج را فسخ نمايد .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
عنوة -
قهر و غلبهاى است كه طرف مغلوب ، اظهار خضوع نمايد .
موارد استعمال : مكهء معظمه با عنوه فسخ گرديد . طلبة الطلبه ، كتاب سير ؛ مجمع البحرين
عنّة -
حالت مرد عنّين ( مردى كه قادر به وطى زن نيست ) مىباشد .
موارد استعمال : عنّه يكى از عيوب مجوز فسخ نكاح است . شرح لمعه ، كتاب نكاح
عنيد -
كسى است كه از طريق حق عدول و به تدريج از حق منحرف شود .
طلبة الطلبه ، كتاب ادب القاضى ؛ مجمع البحرين
موارد استعمال : قاضى نبايد جبّار عنيد باشد . طلبة الطلبه ، كتاب ادب القاضى
عنّين -
كسى است كه به مرض عنّه ( ناتوانى از مجامعت با زن ) مبتلا شود .
موارد استعمال : كسى كه پس از ازدواج با زن خود و يا زن ديگر از مجامعت عاجز