تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
مدت و زمان قيد نشود و در مقابل عقد منقطع استعمال مىشود . موارد استعمال : در عقد دائم بدون اجازهء زن عزل جايز نيست . رساله توضيح المسائل ؛ فرهنگ معارف اسلامى

عقد فضولىّ -

عقدى است كه تمام شرايط صحت در آن وجود دارد ، فقط كسى كه معامله را انجام داده مالك و يا نمايندهء قانونى او نيست . فقه الصادق موارد استعمال : عقد فضولى به اجازهء مالك موقوف است اگر ردّ كند معامله باطل مىشود . شرح لمعه ، كتاب رهن

عقد لازم -

عقدى است كه با صرف نظر از خيار نتوان آن‌را فسخ كرد و خيارى بودن عقد مانع لزوم آن نمىشود . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : عقد مزارعه از عقود لازمه است . شرح لمعه ، كتاب مزارعه

عقد متزلزل -

عقدى است كه با توافق طرفين تحقّق يافته ، ولى هنوز به مرحلهء قطعيت نرسيده است . در اين‌كه معاطات عقد متزلزل است و يا اباحه مىباشد فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب متاجر

عقد مساقات فى عقد مساقات -

در عقد مساقات ( با صاحب باغ قرارداد مىبندد كه كارهاى باغ را در مقابل سهم مشاع « نصف و يا ثلث » از ميوهء باغ انجام دهد ) عقد مساقات ديگرى را شرط نمايد . موارد استعمال : شرط عقد مساقات ، در عقد مساقات ديگر جايز است . شرح لمعه ، كتاب مساقات

عقر -

اصل هر چيز ، اصل خانه . مجمع البحرين در فقه ، پولى است كه در مقابل وطى اشتباهى زن پرداخت مىشود . موارد استعمال : عقر را بايد خريدار واطى امهء خريدارى شده پرداخت نمايد . ( البته در صورت مال غير بودن ) . شرح لمعه ، كتاب متاجر

عقل -

1 ) به معناى ديه مىباشد . در وجه تسميهء ديه به عقل گفته‌اند كه قاتل شترها را مىآورد و در درب مقتول پاهاى آن‌ها را مىبست . طلبة الطلبه ، كتاب ديات ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : المرئة تعاقل الرّجل ( اى تساويها فى العقل ) الى ثلث ديتها . طلبة الطلبه ، كتاب ديات 2 ) ادراك حقيقت اشيا به‌طور مختصر ، و آن ادراك به صورت درك خير و شر و حق و باطل و حسن و قبح ظاهر مىشود . معجم لغة الفقهاء 3 ) دلايل عقلى كه در استنباط مسائل فقهى مورد استفاده قرار مىگيرند و آن‌ها را عقليات غيرمستقله مىنامند . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : غصب از نظر كتاب و سنّت و اجماع و عقل از كارهاى حرام است . شرح لمعه ، كتاب غصب

عقل المقتول -

پرداخت ديه به كسان مقتول مىباشد . موارد استعمال : عقل المقتول در صورت