تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
عظيم وجود دارد . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق العاجز -

برده‌اى كه نمىتواند پس از آزادى معيشت خود را تأمين نمايد به وسيلهء مولى آزاد شود . شرح لمعه ، كتاب عتق موارد استعمال : عتق العاجز مكروه است . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق الفضولى -

كسى كه مالكيتى ندارد برده را آزاد نمايد . شرح لمعه موارد استعمال : عتق الفضولى ، باطل است و لو اين‌كه مالك پس از عتق اجازه دهد . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق المباشرة -

آزادى برده دو نوع است : 1 ) صاحب برده با جملهء « انت حرّ » برده را آزاد نمايد ؛ 2 ) برده بر مرض جذام مبتلا گردد كه در اين صورت خود به خود آزاد مىشود ، به آزادى اولى عتق المباشره گفته مىشود . موارد استعمال : عتق المباشره با جملهء انت حرّ و صيفه تدبير و مكاتبه تحقّق مىيابد . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق المخالف -

آزاد كردن مخالف ( غير از شيعهء اثنا عشرى ) است . موارد استعمال : عتق مخالف مكروه است . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق المستضعف -

آزاد كردن مستضعف ( كسى كه مذهب حق را نمىشناسد و با اهل مذهب حق عداوت ندارد ) را گويند . موارد استعمال : عتق المستضعف مكروه نيست . شرح لمعه ، كتاب عتق

عتق النّسمة -

آزاد كردن نسمه ( انسان ، نفس و ذى روح ) مىباشد . طلبة الطلبه بنابر قولى نسمه به انسان برده گفته مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : در حديث است در مقابل اعتاق نسمه به قصد جلب رضاى خداوند ، خداوند معتق را از عذاب جهنم آزاد مىكند . جواهر الكلام ، ج 33

عتق قهرى -

عبارت است از اين‌كه شخصى برده‌اى را بخرد ، بلافاصله به طور اجبارى و قهرى آن برده عليه او آزاد گردد . موارد استعمال : عتق قهرى عليه مالك در مضاربه مانع نمىشود كه عامل اجرة المثل ببرد . شرح لمعه ، كتاب مضاربه

عتود -

بچه بز درحالىكه خود چرا كند و قوى باشد و يك سال هم عمر داشته باشد . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : در حديث است كه عمر گفت آن‌چه را از بيت المال رفته است باز مىگردانم و لو اين‌كه عتود باشد . لسان العرب

عتيرة -

در ايام جاهليت در ماه رجب قربانى را ذبح مىكردند و اسم آن‌را عتيره گذاشته بودند . موارد استعمال : در حديث است كه رسول خدا فرمود براى هر خانواده در سال اضحاه و عتيره ، واجب است . طلبة الطلبه ، كتاب اضحى

عتيق -

جوان‌مرد ، نيك‌نژاد ، پاك اصل . در عرف فقيهان ، 1 ) اسبى است كه از طرف پدر ( نر ) و مادر ( ماده ) اصالت