تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
موارد استعمال : برد و باخت در السبق برمى الأحجار جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

السّحور -

در فقه ، خوردنى و نوشيدنى كه در موقع سحرى مورد استفاده قرار مىگيرد ، به عبارت ديگر مقصود از آن سحرى مىباشد . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : خوردن سحور در ماه مبارك رمضان مستحب است و اكل سحور بركت است . مستدرك الوسائل ، ج 7

السّحول -

محلى است در يمن كه بعضى پارچه‌ها به آن‌جا نسبت داده مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : پيامبر اسلام را با سه پارچه سحوليه كفن كردند . طلبة الطلبه ، كتاب صلات

السّدد -

در فقه ، به معناى درب است . جمع سدّة است . گفته‌اند : « من يغش سدد السّلطان يقم او يقعد . » [ ابو الدراء به در قصر معاويه آمد او را اجازه ندادند در اين حال گفت : من يغش سدد السلطان يقم او يقعد . ] لسان العرب هركس به درب سلطان بيايد صاحب مقام مىشود و يا در دم در مىماند . موارد استعمال : در حديث است كه در سدّة المسجد نماز خوانده نشود . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين

السّعى -

كار ، كوشش . در فقه ، عبارت است از اين‌كه حاجى به قصد قربت هفت بار بين صفا و مروه رفت‌وآمد كند به‌طورىكه از صفا شروع و در مروه ختم كند . موارد استعمال : سعى ، ركن حج است . در صورت ترك عمدى حج باطل مىشود . شرح لمعه ، كتاب حج

السقاء -

ظرف آبى است كه از پوست بچه گوسفند درست مىشود و جمع آن اسقيه مىباشد . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : در حديث است كه مسافر سقاء خود را همراه داشته باشد .

السّقى بالماء -

آبيارى زراعت و اشجار و سبزيجات و غيره است . شرح لمعه موارد استعمال : مدعى مىتواند در مقابل سقى بالماء مصالحه كند و ادعاى خود را پس گيرد . شرايع ، كتاب صلح

السّقى سيحا -

زراعت را با آب جارى در روى زمين آبيارى كردن است . موارد استعمال : آبيارى زراعت به طريق « السّقى سيحا » موجب مىشود كه زكات يك دهم باشد . طلبة الطلبه ؛ لسان العرب

السّقى فتحا -

زراعت را با آبى كه در نهر جريان دارد آبيارى كردن است . طلبة الطلبه موارد استعمال : آبيارى زراعت با طريق « السقى فتحا » موجب مىشود كه زكات زراعت يك دهم شود . لسان العرب

السّكوت عند العقد -

عبارت است از اين كه مالى معامله بشود و صاحب آن با اين كه حاضر است هيچ‌گونه حرفى نزند . شرح لمعه موارد استعمال : قابل تذكر است كه
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 263 | حسين مروج