تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
موارد استعمال : هر نوع لذت بردن از زوجه براى زوج جايز است مگر وطى قبل در حال حيض و نفاس . شرح لمعه ، كتاب نكاح

زوجان -

دو جفت . مجمع البحرين در فقه ، عبارت است از زن و شوهر كه به هر دو زوجان گفته مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : در صورت اسلام يكى از زوجين بت‌پرست عقد نكاح باطل مىشود . شرح لمعه ، كتاب نكاح

زوجة -

در فقه ، زنى است كه بالفعل شوهر دارد خواه به عقد دائم باشد خواه به عقد منقطع باشد . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : هر نوع لذت بردن زوج از زوجه جايز است مگر وطى قبل در حال حيض . شرح لمعه ، كتاب نكاح

زوجة ممكّنة -

زنى است كه نسبت به شوهر خود تمكين كامل داشته باشد . موارد استعمال : نفقهء زوجه ممكّنه براى زوج واجب است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

زوجة مملوكة -

در فقه ، زنى است كه با مرد ازدواج كرده درحالىكه برده و كنيز ديگرى است و ازدواج با اجازهء مالك انجام يافته است . موارد استعمال : لعان بين زوجهء مملوكهء مرد براى نفى ولد تحقق مىيابد . شرح لمعه ، كتاب لعان

زوجيّت -

ارتباط و بستگى ميان زن و مرد را گويند . موارد استعمال : زوجيت يك از اسباب ارث است كه با تمام طبقات جمع مىشود اعم از وراث حسبى و نسبى . شرح لمعه ، كتاب ارث

زور -

دروغ و حرفهاى باطل و بهتان و موسيقى را گويند . مجمع البحرين موارد استعمال : گفتن قول زور حرام است . شرح لمعه ، كتاب ظهار

زهاء -

مقصود از آن معناى نزديك و قريب است ، گفته مىشود « زهاء الف درهم ؛ قريب هزار درهم . » موارد استعمال : اقرار به « زهاء الف درهم » اقرار به پانصد درهم مىباشد . طلبة الطلبه

زهو -

عبارت است از اين‌كه خرما به حالت قرمزى برسد . موارد استعمال : در حديث از فروش تمر قبل از زهو نهى شده است . طلبة الطلبه

زياد بن ابيه -

او برادر معاويه بن ابى سفيان و پسر ابو سفيان است است ولى از طريق زنا به دنيا آمد ، و غالبا گفته مىشود زياد بن ابيه . موارد استعمال : زياد بن ابيه يكى از چهار نفر مىباشد كه عليه مغيرة بن شعبه شهادت دادند و به علت عدم ثبوت زنا حد قذف به آن‌ها جارى گرديد ولى به زياد حد قذف جارى نشد . طلبة الطلبه

زيادة متّصلة -

مالى است كه بر اصل مال افزوده مىشود و در عين حال جدا از آن نمىباشد مانند چاقى حيوان و رنگ لباس . كشّاف ؛ ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : زيادت متصلهء مال
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 260 | حسين مروج