تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
واجب است يا نه ، دو نظريه وجود دارد : 2 ) محلى كه از آلت و رجوليت قطع مىشود و به عبارت ديگر ختنه‌گاه . موارد استعمال : در صورت التقاء ( دخول آلت مرد به آلت زن ) ختانان ( ختنه‌گاه مرد و زن ) غسل براى آن‌ها واجب است . شرح لمعه ؛ مجمع البحرين ؛ شرايع ؛ طلبة الطلبه

ختانان -

محل ختنه مردان و زنان . طلبة الطلبه موارد استعمال : در صورت التقاء ختانان غسل براى هر دو واجب مىشود . شرايع ، كتاب طهارت

خدن الجارية -

رفيق و دوست و هم‌صحبت دختر . موارد استعمال : در ايام جاهليت ، دخترها براى خود خدن پسر انتخاب مىكردند و اين امر بين آن‌ها رواج داشت كه در اسلام اين امر حرام است . لسان العرب

خذف -

بول و پيشاب را قطره قطره ريختن . در فقه ، عبارت است از اين‌كه حاجى سنگريزه را در درون انگشت ابهام نگاه دارد و با ناخن انگشت سبابه و يا وسطى فشار داده و بيندازد ، بنابر قولى فقط به انداختن با انگشتان گفته مىشود . طلبة الطلبه موارد استعمال : رمى جمره به صورت خذف مستحب است . شرح لمعه ، كتاب حج

خراج -

آنچه از محصول زمين بدست مىآيد . در فقه ، بهرهء اراضى خراجيه كه به دولت اسلامى پرداخت مىشود . ترمينولوژى حقوق موارد استعمال : خراج در مزارعه به عهدهء مالك مىباشد مگر اين‌كه در عقد خلاف آن شرط شود . شرح لمعه ، كتاب مزارعه قابل توجه است كه اراضى خراجيه به زمين‌هايى گفته مىشود كه در زمان فتح آن آباد و تحت زراعت باشد . شرح لمعه

خرافات -

نكات و مطالبى است كه درستى و صحت آن‌ها به ثبوت نرسد . مىگويند در زمان عمر بن خطاب شخصى بنام خرافه مفقود شد پس از او زن او با مرد ديگرى ازدواج نمود پس از چهار سال آن شخص پيدا شد و مىگفت مرا اجنّه برده بودند و با آنها بودم تا اين‌كه مرا آزاد كردند اين شخص مطالبى از جريان اسارت خود مىگفت تدريجا به گفته‌هاى او خرافه گفتند . موارد استعمال : اهل سنّت با حديث خرافه استدلال مىنمايند بر اين‌كه زن آدم مفقود پس از مراجعت با نكاح اول مسترد مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب مفقود

خربة -

خانهء ويران . در فقه ، 1 ) خانه‌اى كه خراب شده و اهل آن كوچ كرده‌اند . 2 ) خانهء خراب شده كه اهل آن هم به هلاكت رسيده‌اند . جواهر الكلام موارد استعمال : مال موجود در خربه را مىشود بدون تعريف تملك كرد و لو اين كه زياد باشد . شرح لمعه ، كتاب لقطه

خرزة الدّماغ -

1 ) مغز سر حيوان ؛
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 206 | حسين مروج