مانند نرده و غيره وجود نداشته باشد ، إجار ناميده مىشود . طلبة الطلبه
موارد استعمال : كسى كه سوگند ياد نموده كه در روى زمين راه نرود ، با راه رفتن در اجار سوگند او شكسته مىشود .
طلبة الطلبه
اجارة -
رهانيدن ، به فرياد رسيدن ، پناه دادن ، كرايه دادن و مزد .
در فقه عقدى است كه به موجب آن مالك منفعت مال خود را در مقابل اخذ مبلغ معين ، به شخص ديگرى واگذار مىكند . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه
إجارة فضولى -
عقد اجارهاى است كه موجر درحالىكه وكيل يا ولى شرعى نيست ، مال غير را اجاره دهد . شرح لمعه
موارد استعمال : اجاره فضولى صحيح است ولى موفوف است به اجازه مالك .
شرح لمعه ، كتاب اجاره
إجارة مطلقة -
اجارهاى است كه مورد اجاره چيز كلى و در ذمّهء باشد ، مثلا موجر بگويد كه يكى از خانههاى خود را - با ذكر مشخصات - واگذار مىنمايم و مستأجر هم قبول كند . جواهر الكلام ، ج 27
موارد استعمال : قيد خيار شرط در اجارهء مطلقه جايز است . شرح لمعه
إجارة معيّنة -
اجارهاى است كه مورد اجارهء مال ، مشخص و تعيين شده باشد ، مثلا موجر بگويد اين خانه را واگذار مىكنم و مستأجر هم قبول نمايد .
موارد استعمال : قيد خيار شرط در اجارهء معينه و مطلقه بنابر قول فقهاى شيعه جايز است . شرح لمعه ، كتاب اجاره
إجازة -
جايز و روا گردانيدن و رخصت دادن .
در فقه ، اظهار رضايت شخصى كه قانون ، رضاى او را شرط تأثير عقدى يا ايقاعى دانسته است كه از ديگرى صادر شده است ، به شرط اينكه بعد از صدور عقد يا ايقاع مذكور صادر شود ، اگر پيش از آن صادر شود آن را اذن نامند . ترمينولوژى حقوق
موارد استعمال : معامله بدون اذن مالك ، موقوف به اجازهء آن مىباشد .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
اجازة مالك -
يعنى معاملهاى بدون اذن مالك انجام يابد و مالك پس از وقوع معامله ، آن را امضا كند . شرح لمعه
موارد استعمال : معاملهاى كه بدون اذن مالك انجام يافته است بنابر اشهر قولين صحيح است و موقوف به اجازه مالك است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
اجافة -
( به جوف و داخل وارد شدن ) گفته مىشود « طعنه برمحه فاجافه » با نيزه بر او زد و بر داخل او وارد شد . طلبة الطلبه
موارد استعمال : ديهء جائفة ( جراحتى كه به داخل برسد ، ) ثلث ديهء كامل مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات
إجتهاد -
در كار كوشيدن ، سعى و جهد نمودن .
درجهء اجتهاد : مقام علمى كه صاحب آن مىتواند احكام و دستورات دين را از