تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
مىيابد . و هر دو شريك مىشوند . شرح لمعه ، كتاب صلح

اتّهاب -

به معناى قبول هبه مىباشد . طلبة الطلبه موارد استعمال : در تحقق ملكيت علاوه از اتّهاب ، قبض متهب نيز شرط است . شرح لمعه ، كتاب هبه

اتيان البهيمة -

با بهيمه ( رجوع كنيد به بهيمه ) مجامعت كردن را گويند . شرح لمعه ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : كسى كه اتيان البهيمه مىكند علاوه از تعزير بايد قيمت آن را نيز بپردازد . شرح لمعه ، كتاب حدود

اتيان النساء فى محاشّهنّ -

يعنى زن را از دبر وطى نمايد ، به عنوان محاشّ مراجعه شود . طلبة الطلبه موارد استعمال : اتيان النساء فى محاشّهنّ ، از نظر فقهاى شيعه مكروه شديد است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

إثبات -

نيك شناختن چيزى را گويند . در فقه ، مرحلهء علم به چيزى را مرحلهء اثبات مىنامند و چون در علم خطا واقع مىشود ممكن است اثبات مطابق واقع ( ثبوت ) نباشد . ترمينولوژى حقوق

إثبات اليد -

مال را گرفتن و در اختيار خود قرار دادن است . شرح لمعه موارد استعمال : اثبات اليد نسبت به مال ديگران ، موجب ضمان است . شرح لمعه ، كتاب غصب

أثر الإسلام -

1 ) شهادتين . 2 ) نام سلطان مسلمين را گويند . شرح لمعه سكه‌اى كه در آن اثر الاسلام باشد ، و لو اين‌كه از زير زمين پيدا شود بايد مثل مال پيدا شده با آن رفتار گردد . شرح لمعه

اثم -

1 ) به معناى گناه و معصيت مىباشد . 2 ) منقصت نفسانى را گويند كه از مخالفت امر پروردگار براى انسان حاصل مىشود و با ارتكاب اثم در درون و قلب آدمى ناراحتى ايجاد مىگردد . شجرهء طوبى ؛ مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : در موارد ضرورت به آكل مال غير اثم نيست . شرح لمعه ، كتاب اطعمه

أثمان -

قيمتها ، نرخها . مجمع البحرين در فقه ، به اموال غير حيوان اطلاق مىشود . شرح لمعه موارد استعمال : با قصد معرفى و برگرداندن اخذ و برداشتن اثمان گم شده جايز است . شرح لمعه ، كتاب لقطه

أثناء الحول -

يعنى در وسط و در ميان سال مىباشد و مفرد آن ثنى است . طلبة الطلبه موارد استعمال : اگر در اثناء حول يكى از شرايط زكات مختل گردد حول باطل مىشود . شرايع ، كتاب زكات

إجابة الدّعوة -

به معناى حضور در ضيافت و مهمانى مىباشد . طلبة الطلبه موارد استعمال : اجابة الدعوة در عروسى مستحب مؤكد است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

إجار -

پشت‌بامى كه در اطراف آن حائل ،
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 14 | حسين مروج