نصّ و ظاهر
چنانچه دلالت كلام بر معناى مقصود به اندازهاى روشن و معلوم باشد كه هرگونه احتمال معناى ديگر را نفى كند ، در آنصورت آن را نص گويند . ولى « ظاهر » اين است كه هرچند معناى كلام معلوم است منتها احتمال معناى ديگر نيز در آن مىرود و ليكن اين احتمال ضعيف است .
نهى
منظور از مادهء نهى همان كلمهء نهى ( ن - ه - ى ) مىباشد كه عبارت است از طلب نمودن شخص عالى از فرد دانى مبنى بر ترك انجام عملى . به اين ترتيب نهى همچون كلمهء أمر دلالت بر طلب مىكند ، با اين تفاوت كه در امر طلب به وجود عمل تعلّق گرفته و در نهى به ترك آن ، منتها هر دو عقلا دلالت بر الزام مىكنند .
مقصود از صيغهء نهى كه عبارت از هيئت آن باشد ، در كل هر صيغهاى را كه بر طلب ترك دلالت نمايد آن را شامل است .
به هر ترتيب ، انصاف اين است كه صيغهء نهى ظهور در حرمت دارد و منشأ اين ظهور نيز حكم عقل مىباشد نه از طريق وضع ، چنان كه در امر نيز همين معنا جريان دارد .