تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

مطلق و مقيّد

مطلق در لغت مشتق از اطلاق بوده و به معناى ارسال و شيوع است و در اصطلاح اصول ، به لفظى گويند كه بر معنايى دلالت نموده كه در جنس خود شيوع و سريان داشته باشد . ( المطلق ما دلّ على شائع في جنسه ) مقيّد آن است كه در جنس خود شيوع نداشته باشد ، بلكه بواسطهء قيدى دايرهء شمول آن محدود مىشود . براى مثال هرگاه لفظ انسان بطور مطلق به كار رفته باشد ، همهء حيوانات ناطق را صرفنظر از مميّزات ملّى ، قومى و نژادى جملگى شامل مىشود ، اين نوع استعمال را اصطلاحا « مطلق » مىگويند ، اما اگر به همان لفظ ، قيدى افزوده گردد ، يقينا دايرهء شموليت آن را تنگ‌تر مىسازد ، مانند انسان سفيد يا سياه يا ديگر صفات و ويژگيهايى كه معمولا مانع از شمول و اطلاقش مىشود . اين گونه استعمال را اصطلاحا « مقيّد » مىنامند . ناگفته نماند اطلاق و تقييد دو امر اضافى هستند ، چه آنكه ممكن است موضوعى از يك حيث داراى اطلاق باشد ولى از حيث ديگر داراى اطلاق نباشد . براى مثال دليلى مىگويد : « به عالم عادل اكرام كن » روشن است موضوع عالم مقيّد به عدالت است و از اين حيث اطلاق ندارد ، اما از جهت علم ، مطلق است .