لازمهء عدد چهار است قابل جعل نيست ولى جعل بسيط مفاد كان تامّه است ، تنها نيازمند فاعل است و احتياجى به اسم و خبر ندارد ، به معناى خلق كردن و آفريدن است يعنى چيزى كه وجود ندارد جاعل و آفرينندهاى او را ايجاد مىنمايد .
جعل در تقسيمى ديگر بر دو قسم تقسيم مىشود :
1 - جعل تكوينى
مقصود از جعل تكوينى عبارت است از ايجاد شيئى حقيقتا در عالم خارج نظير همهء كائنات كه از جانب ذات اقدس احديّت تكوين يافتهاند و اصطلاحا به اين نوع جعل ، تكوينى گويند .
2 - جعل اعتبارى
منظور از جعل اعتبارى همان ايجاد شىء در عالم اعتبار و به گونهء تنزيل است ، به اين معنا كه آن را نازل منزلهء شىء خارجى واقعى قرار داده و آثار و خصوصياتش را بر آن بار نمايد و اين نوع جعل را جعل اعتبارى يا تنزيلى خوانند و واقعيّت آن تنها در اعتبار و تنزيل است و غير از آن حقيقتى براى او قابل تصوّر نمىباشد .
حال اين دو نوع جعل را در ضمن مثالى مىتوان چنين ترسيم نمود :
معناى حقيقى « أسد » حيوان مفترس است و اين به جعل تكوينى است كه خداوند متعال او را با همهء خصايص و