نظريّهء سببيّت
مقصود قائلين اين نظريّه آن است كه امارات سبب حدوث مصلحت در مؤداى آنها مىگردند به گونهاى كه به فرض خطا با تفويت مصلحت احكام واقعى مقاومت مىكنند و شارع مقدّس نيز بر طبق مؤداى اماره حكمى ظاهرى جعل مىنمايد .
به اين ترتيب مطابق اين گفتار ، حجيت امارات از جانب شارع بر اين اساس است كه موجب پيدايش مصالح ظاهرى مىباشند ، به گونهاى كه يا مساوى حكم واقعى بوده يا در هنگام خطا نقطهء خلاء را تدارك مىكند .
نظريّهء طريقيّت
منظور اين است كه امارات تنها در جهت كشف و ايصال به واقع جعل گرديدهاند و احكام الهى را بدين طريق مىتوان استنباط نمود و اين راهى است كه از سوى شارع مقدّس معرفى شده است .
حال اگر چنين استنباطى با واقع مطابقت نمايد در اين هنگام حكم واقعى منجّز و به فعليّت مىرسد و طبعا مخالفت آن موجب عقاب خواهد بود ، ولى چنانچه با حكم الهى مغايرت داشته در اين صورت اين امارات براى مكلّف عذرآور خواهند بود و قطعا عقوبت الهى شامل حالشان نمىشود .
بدينترتيب طبق اين نظريّه ، نقش امارات ، نقش راهنمايى و