تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
اعمى و بصر ، علم و جهل و . . . و تمام مواردى كه بين دو امر ملكه و عدم ملكه باشد كه تصور عدم ملكه بدون تصور خود ملكه ممكن نيست ، از اين قبيل است .

لزوم بيّن بالمعنى الاعم

و آن لزومى كه در دلالت التزاميه معتبر است همين قسم از لزوم است ، و آن عبارت است از اينكه مجرد تصور ملزوم كافى نيست براى تصور لازم و حكم به لازم ، بلكه علاوه بر تصور ملزوم تصور لازم و تصور نسبت بين آن دو بايد بشود تا تصديق به نسبت پيدا شود ، و حكم به لازم كنيم ، مثل زوجيت براى اربعه كه بايد اربعه را تصور كنيم و زوجيت را هم تصور كنيم و نسبت بين اين دو را هم تصور كنيم ، سپس حكم كنيم به اينكه الاربعة زوج .

لزوم غير بيّن

عبارت است از اينكه علاوه بر تصور طرفين و نسبت بين طرفين ، نيازمند به استدلال و اقامه دليل هستيم ، براى تصديق به نسبت و حكم به لازم ، مثل : « العالم حادث » كه مجرد تصور عالم و تصور حدوث و نسبت بين اين دو كافى نيست بلكه بايد بگوييم : « العالم متغيّر - و كل متغيّر حادث » تا تصديق كنيم به اينكه : « فالعالم حادث » .

لطف

عبارت است از هر عاملى كه بندگان را به طاعت پروردگار نزديك مىسازد و بندگان را از معصيت الهى دور مىگرداند ، بدون اينكه اجبارى در ميان باشد ، بنابراين هرآنچه بنده را به خدا نزديك مىكند بايد خداوند زمينه آن كار را فراهم كند ، و نيز هرآنچه انسان را از نافرمانى حق دور مىسازد ، بايد زمينهء آن فراهم
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 167 | احمد قلى زاده