تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
سنت آن را يك منبع اجتهادى مىدانند ولى عالمان شيعى براى اجماع اصالت و استقلال قائل نيستند بلكه اجماع را طريقى براى كشف قول معصوم ( عليه السّلام ) مىدانند .

اجماع در مسلك اماميه

به عقيده اماميه اجماع بما هو اجماع ارزش و اعتبار ذاتى ندارد بلكه اجماع فقط طريقى است به سوى سنت بنابراين اگر از طريق اجماع به‌طور قطع و جزم به رأى معصوم رسيديم چنين اجماعى حجت است و در واقع آنچه كه حجت است همان منكشف است يعنى همان رأى معصوم كه به توسط اجماع استكشاف شده و نه كاشف يعنى نفس اجماع ، بنابراين اجماع يك دليل مستقل در عرض كتاب و سنت نيست بلكه اجماع داخل در سنت است . اجماع را دليل لبى گويند در مقابل دليل لفظى ( لب يعنى مغز و جان كلام كه همان حكم شرعى باشد ) وجه تسميه‌اش آن است كه : اجماع جان كلام را كه همان حكم شرعى باشد بازگويى مىكند و كارى به الفاظ امام ندارد كه لفظ به منزله قشر و پوستهء آن لب است .

اجماع منقول به خبر واحد

آن است كه يك يا چند نفر از فقهاء زحمت كشيده و فتاواى علما را تتبع كرده‌اند و براى مجتهد بعدى محصول كار خود را نقل و گزارش نموده‌اند مثلا شيخ طوسى تحصيل اجماع كرده و سپس در جلسهء درس فرموده : « اجمع الفقهاء على انّ الماء القليل ينجس بالملاقات » چنين اجماعى بالنسبه به ناقل كه شيخ طوسى باشد اجماع محصل است و بالنسبه به منقول اليه كه شاگردان درس باشند اجماع منقول ناميده مىشود .

اجماع منقول به خبر متواتر

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 14 | احمد قلى زاده