اجماع در لغت بهمعناى مطلق الاتفاق است اعم از اتفاق يك امت يا اتفاق همه مردم و يا اتفاق جمع قليل ، و باز اعم از اينكه اتفاق بر حكمى از احكام شرعيه باشد يا براى امرى از امور عقلانيه ، و يا بر مسألهاى از مسائل علميه و فقهيه و در قرآن هم به اين معنى استعمال شده آنجا كه در سوره يوسف مىفرمايد :
وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ
اى اتفقوا على ذلك .
و اما در اصطلاح دانشمندان اسلامى چند نوع تفسير شده :
الف : تعريف حاجبى : اجماع عبارت است از اتفاقنظر فقهاى اسلام بر حكمى از احكام شرعى .
ب : تعريف فخر رازى : اجماع عبارت است از اتفاقنظر اهل حل و عقد يعنى علماء مسلمين بر برخى از احكام شرعيه .
ج : تعريف غزالى : اجماع اتفاق امّت حضرت محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) است بر حكمى از احكام شرعيه .
اگرچه اين تعبيرات ، مختلف و متفاوت هستند ولى قدر جامع آنها اين است كه اجماع عبارت است از اتفاقنظر كسانى كه اجماع آنها در اثبات احكام شرعيه ارزش دارد ، بنابراين عوام و توده مردم مستثنى هستند بدليل اينكه براى آرا و انظار آنان در رابطه با اثبات حكم شرعى ارزش وجود ندارد بلكه عوام الناس تابع خواص و عالمان هستند .
اجماع تقريرى
اين نوع اجماع از طريق تقرير حاصل مىشود و تقرير آن است كه در منظر و مسمع معصوم ( عليه السّلام ) اجماعى تحقق يابد و امام ( عليه السّلام ) در برابر آن سكوت نمايد چنين اتفاقى از امضاء و موافقت معصوم ( عليه السّلام ) كشف مىكند و يقين