اجتهاد
اجتهاد در لغت از جهد ( به ضم جيم ) بهمعناى رنج و مشقت و ( به فتح جيم ) بهمعناى كوشش است و در اصطلاح عبارت است از :
« نيروى علمى پايدار كه انسان به كمك آن بتواند تحصيل حجت بر احكام شرعى فرعى كند »
دو عنصر اساسى لازم است :
1 - آشنايى كامل به مدارك و اصول و قواعد كليه .
2 - بهرهگيرى صحيح از قواعد و مدارك و تطبيق آنها بر مصاديق ، ابن عبد الشكور در كتاب « مسلّم الثّبوت » در تعريف اجتهاد مىگويد :
« اجتهاد عبارت است از سعى فقيه در جهت بدست آوردن حكم شرعى ظنّى » . « 1 »
اجزاء « 2 »
اجزاء مصدر باب افعال است از « اجزاء ، يجزئ ، اجزاء » و در لغت بهمعناى قائم مقام شدن و بىنياز كردن از شىء ديگر و كفايت كردن است و در اصطلاح اصوليين عبارت است از اينكه : اتيان به متعلق امر مولى مؤثر در حصول غرض مولى باشد و در نتيجه موجب سقوط امر مولى شود و نيازى به اتيان دوباره نباشد .
اجماع « 3 »
هامش
( 1 ) . بنقل از فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 30 .
( 2 ) . اصول الفقه - ج 2 ص 244
( 3 ) . اصول فقه - ج 1 - ص 98 معالم الدين - ص 174 اصول استنباط ص 191 .