- عقل عملى :
مدركاتى كه منشا حركات بدنى و اعمال خارجى شوند و موجب انجام يا ترك عمل شوند را « عقل عملى » مىگويند مثل خوبى نيكى كردن و زشتى ترك آن و خوبى ترك تجاوز و بدى انجام آن .
- عقل نظرى :
مدركاتى كه كارى به انجام يا ترك عمل نداشته و علم ، تنها به خود آنها تعلّق گرفته را « عقل نظرى » گويند مثل « كل بزرگتر از جزء » است . « 1 » به عنوان « حسن و قبح عقلى » رجوع شود .
- جايگاه عقل در استنباط احكام شرعى :
شكّى نيست كه عقل در عالم خلقت از جايگاه ويژهاى برخوردار است ، به گونهاى كه صاحب خود را بر ساير موجودات برترى داده و او را اشرف مخلوقات نموده است .
خداوند - تبارك و تعالى - نيز عقل را مناط و ملاك تكليف قرار داده است .
مهمترين مسائل زندگى بشر ، يعنى خداشناسى ، معاد و نبوّت آنگاه از ارزش والايى برخوردارند كه از طريق عقل به دست آيند . شناختى كه بر ستون عقل بنا شود ، بسيار محكم و استوار خواهد بود . آيات و روايات فراوانى در بيان ارزش و اهميّت عقل و دعوت به تعقّل وارد شده است ، و در برخى از آنها عقل به عنوان
هامش
( 1 ) به عبارت ديگر : مقصود از عقل عملى ادراك آنچه كه سزاوار دانستن است و مقصود از عقل نظرى ادراك آنچه كه سزاوار انجام يا ترك است مىباشد .