1 - عقل عبارت است از قوّهى ادراك خير و شرّ و تمييز بين خير و شرّ و توانايى شناخت اسباب امورى كه داراى سبب هستند .
عقل به اين معنا مناط تكليف و ثواب و عقاب است .
2 - ملكه و حالتى در نفس كه انسان را به اختيار نيكىها و منافع و دورى از زشتىها و ضررها دعوت مىكند .
3 - نيرويى كه مردم آن را در برنامهى زندگى روزمرهى خود به كار مىبرند .
چنين قوّهاى اگر با قانون شرع موافق باشد و در امورى كه شرع آنها را نيكو شمرده به كار رود ، عقل معاش ناميده مىشود .
4 - مراتب استعداد نفس براى تحصيل امور نظرى و قرب و بعد نفس از تحصيل نظريات .
5 - نفس ناطق انسانى كه وجه تمايز انسان از ساير حيوانات است .
6 - جوهر قديمى كه هم در ذات و هم در افعال خود ، مجرّد از ماده است . « 1 »
- تقسيمات عقل :
عقل در فلسفه به عقل اجمالى ، بالفعل ، بالقوّه ، بالملكه ، تفصيلى ، فعّال ، مستفاد و هيولانى تقسيم مىشود كه تفصيل هركدام از اقسام فوق را بايد در كتب فلسفى يافت . آنچه در اينجا به تعريف اجمالى آن مىپردازيم ، عقل عملى و عقل نظرى است .
هامش
( 1 ) همان مدرك .