تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ثبوت انبساط براى فلز است .

واسطه در عروض « 1 »

واسطه در عروض آن است كه ذهن ، حكم يكى از دو متّحد را مجازا به متّحد ديگر سرايت دهد . مثلا انسانى كه در قطار نشسته است ، ساكن است و اين قطار است كه حركت مىكند ولى اين انسان نيز متّصف به حركت مىشود .

واضع

به كسى كه لفظ يا علامتى را براى دلالت بر معنايى خاص قرار مىدهد « واضع » گويند . به عبارت ديگر : شخص يا گروهى را كه لفظ يا علامتى را حاكى و علامت و دلالت‌كننده بر معناى خاص قرار دهند « واضع » گويند . مثل اينكه كسى بگويد : اين لفظ را براى دلالت بر فلان معنى قرار دادم ، يا اداره راهنمايى و رانندگى اعلام كند كه فلان علامت نشانه و بيانگر ممنوعيت توقّف يا پارك خودرو مىباشد .

واضع چه كسى است ؟

مرحوم نائينى ( ره ) معتقد است كه خداوند - تبارك و تعالى - واضع حكيم است . « 2 » ولى گروه ديگرى از اصوليين معتقدند كه واضع كسى جز افراد بشر نيست ؛ احتياج انسان‌ها به فهماندن مقصود خود به مخاطبين موجب شده است كه در طول تاريخ زندگى بشر ، الفاظ متعدّدى براى دلالت بر معانى مورد نظر وضع شود و البتّه چنين قدرتى در وجود بشر ، ناشى از لطف و عنايت خداوند - تبارك و تعالى - است . « 3 »
هامش
( 1 ) - همان مدرك . ( 2 ) - اجود التقريرات : 1 / 19 . ( 3 ) - المحاضرات : 1 / 36 ؛ المحصول سبحانى : 1 / 51 .