« نكره » و اگر متعرّض واحد معيّن باشد « معرفه » گويند . « 1 »
مظنونات
مظنونات از ريشهى ( ظنّ ) گرفته شده و ظنّ در لغت عبارت است از گمان ، خيال و پندار . مرحوم مظفر ( ره ) مىگويد : مفهوم لغوى ظنّ براساس جستجوى موارد استعمال آن عبارت است از اعتقاد در غايب به حدس يا تخمين ، بدون مشاهدهى دليل يا برهان ، خواه اين ظنّ ، اعتقادى جازم و مطابق با واقع ولى بدون استناد به علّت آن باشد ، مانند اعتقاد تقليدى ؛ و خواه اين ظنّ ، اعتقاد جازم غير مطابق با واقع باشد كه جهل مركب است ؛ و خواه اعتقاد غير جازم باشد به اين معنا كه تنها يكى از دو طرف قضيّه را اثباتا يا نفيا ترجيح بدهد و احتمال هم بدهد كه طرف ديگر درست باشد . « 2 » به عنوان « ظنّ » رجوع شود .
معلّق
هر موضوع يا محمولى از دو حال خارج نيست : يا منجّز است ، يا معلّق . مثلا يكى از اقسام واجب « واجب معلّق » است . به عنوان « واجب معلّق » و « واجب منجّز » رجوع شود .
مفاهيم اعتبارى
به عنوان « اعتبارى و انتزاعى » رجوع شود .
مفاهيم انتزاعى
به عنوان « اعتبارى و انتزاعى » رجوع شود .
هامش
( 1 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1568 .
( 2 ) - المنطق : 326 .