مسأله 2530 - اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر ، همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه مثلًا اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وكيل صيغهء طلاق را اينطور مىخواند :
« عَنْ مُوكِّلَتي فاطِمَةَ بَذَلْتُ مَهْرَهَا لِمُوَكِّلِي مُحَمَّدٍ لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ »
پس از آن بدون فاصله مىگويد :
« زَوْجَةُ مُوَكِّلِي خالَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ »
و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از مهر چيز ديگرى را به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد وكيل بايد به جاى كلمه
« مَهْرَها »
آن چيز را بگويد ، مثلًا اگر صد تومان داده بايد بگويد :
« بَذَلْتُ مِأَةَ تُومان » .
طلاق مبارات
مسأله 2531 - اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند و زن مالى به مرد بدهد كه او را طلاق دهد آن طلاق را مبارات گويند .
مسأله 2532 - اگر شوهر بخواهد صيغهء مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد ، بايد بگويد :
« بارَأتُ زَوْجَتِي فاطِمَةَ عَلى مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ »
يعنى مبارات كردم زنم فاطمه را در مقابل مهر او پس او رها است ، و اگر ديگرى را وكيل كند ، وكيل بايد بگويد :
« بارَأتُ زَوْجَةَ مُوكِّلي فاطِمَةَ عَلى مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ »
و در هر دو صورت اگر به جاى كلمه
« عَلى مَهْرِها » « بِمَهْرِها »
بگويد اشكال ندارد .
مسأله 2533 - صيغهء طلاق خلع و مبارات بايد به عربى صحيح خوانده شود ، ولى اگر زن براى آن كه مال خود را به شوهر ببخشد مثلًا به فارسى بگويد براى طلاق فلان مال را به تو بخشيدم اشكال ندارد .
مسأله 2534 - اگر زن در بين عدّهء طلاق خلع ، يا مبارات از بخشش خود برگردد ، شوهر مىتواند رجوع كند و بدون عقد دوباره او را زن خود قرار دهد .
مسأله 2535 - مالى را كه شوهر براى طلاق مبارات مىگيرد ، بايد بيشتر از مَهر نباشد ولى در طلاق خلع اگر بيشتر باشد اشكال ندارد .