تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مسأله 2260 - كارى را كه انسان نمىتواند انجام دهد ، يا شرعاً نبايد انجام دهد نمىتواند براى انجام آن از طرف ديگرى وكيل شود . مثلًا كسى كه در احرام حج است چون نبايد صيغهء عقد زناشويى را بخواند ، نمىتواند براى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود . مسأله 2261 - اگر انسان كسى را براى انجام تمام كارهاى خودش وكيل كند صحيح است ، ولى اگر براى يكى از كارهاى خود وكيل نمايد و آن كار را معيّن نكند وكالت صحيح نيست . مسأله 2262 - اگر وكيل را عزل كند ؛ يعنى از كار بر كنار نمايد ، بعد از آن كه خبر به او رسيد نمىتواند آن كار را انجام دهد ، ولى اگر پيش از رسيدن خبر آن كار را انجام داده باشد صحيح است . مسأله 2263 - وكيل مىتواند از وكالت كناره كند و اگر موكل غايب هم باشد اشكال ندارد . مسأله 2264 - وكيل نمىتواند براى انجام كارى كه به او واگذار شده ديگرى را وكيل نمايد ، ولى اگر موكل به او اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد ، به هر طورى كه به او دستور داده مىتواند رفتار نمايد ، پس اگر گفته باشد براى من وكيل بگير ، بايد از طرف او وكيل بگيرد و نمىتواند كسى را از طرف خودش وكيل كند . مسأله 2265 - اگر انسان با اجازهء موكل خودش كسى را از طرف او وكيل كند ، نمىتواند آن وكيل را عزل نمايد ، و اگر وكيل اول بميرد يا موكل او را عزل كند وكالت دومى باطل نمىشود . مسأله 2266 - اگر وكيل با اجازهء موكل ، كسى را از طرف خودش وكيل كند موكل و وكيل اول مىتوانند آن وكيل را عزل كنند ، و اگر وكيل اول بميرد ، يا عزل شود ، وكالت دومى باطل مىشود .