مسأله 1857 - اگر مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بين سال بالغ شود ، زكات بر او واجب نيست .
مسأله 1858 - زكات گندم و جو وقتى واجب مىشود كه به آنها گندم و جو گفته شود ، و زكات كشمش بنابر احتياط وقتى واجب مىشود كه غوره است ، و موقعى هم كه خرما قدرى خشك شد كه به او تَمر مىگويند زكات آن واجب مىشود . ولى وقت دادن زكات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها و در خرما و كشمش موقعى است كه خشك شده باشند .
مسأله 1859 - اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و كشمش و خرما كه در مسألهء پيش گفته شد ، صاحب آنها بالغ باشد ، بايد زكات آنها را بدهد .
مسأله 1860 - اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال ديوانه باشد ، زكات بر او واجب نيست . ولى اگر در مقدارى از سال ديوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد چنانچه ديوانگى او به قدرى كم باشد كه مردم بگويند در تمام سال عاقل بوده بنابر احتياط زكات بر او واجب است .
مسأله 1861 - اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقدارى از سال مست يا بيهوش شود ، زكات از او ساقط نمىشود . و همچنين است اگر موقع واجب شدن زكات گندم و جو و خرما و كشمش مست يا بيهوش باشد .
مسأله 1862 - مالى را كه از انسان غصب كردهاند و نمىتواند در آن تصرف كند زكات ندارد . و نيز اگر زراعتى را از او غصب كنند و موقعى كه زكات آن واجب مىشود ، در دست غصب كننده باشد ، موقعى كه به صاحبش بر مىگردد زكات ندارد .
مسأله 1863 - اگر طلا و نقره يا چيز ديگرى را كه زكات آن واجب است قرض كند و يك سال نزد او بماند ، بايد زكات آن را بدهد و بر كسى كه قرض داده چيزى واجب نيست .
رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٢٢