بگيرد معصيت كرده است . پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند نماز را از سر گرفته ، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند ، مشغول نماز شده نماز دومش صحيح است .
مسأله 1202 - وقتى يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد چنان كه گفته شد ، بايد فكر كند ولى اگر چيزهايى كه به واسطهء آنها ممكن است يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا شود ، از بين نمىرود ، چنانچه كمى بعد فكر كند اشكال ندارد ، مثلًا اگر در سجده شك كند مىتواند تا بعد از سجده ، فكر كردن را تأخير بيندازد .
مسأله 1203 - اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد ، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود ، بايد به دستور شك عمل نمايد . و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى كه وظيفهء او است بنا بگذارد ، بعد گمانش به طرف ديگر برود ، بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند .
مسأله 1204 - كسى كه نمىداند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوى است بايد احتياط كند و در هر مورد احتياط ، به طور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است .
مسأله 1205 - اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدى داشته كه مثلًا دو ركعت خوانده يا سه ركعت و بنا را بر سه گذاشته ولى نداند كه گمانش به خواندن سه ركعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده به احتياط واجب بايد نماز احتياط را بخواند .
مسأله 1206 - اگر موقعى كه تشهد مىخواند ، يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را بهجا آورده يا نه و در همان موقع يكى از شكهايى كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مىباشد ، براى او پيش آيد مثلًا شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، به احتياط واجب بايد به دستور آن شك عمل كند و نمازش را هم دوباره بخواند .
رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: السيد الخميني
ص٢١٧