يعنى با چشمها و دستها به استهزاى ايشان پرداختند ، و گفتهاند كه : غمز به معنى عيبجويى است .
و خدا مىداند كه زخم زبان نسبت به مؤمن شريفى كه پيوسته در تلاش است تا نفس خود را تزكيه كند و پاك سازد ، چه اندازه مايه رنج است ! / 429 اگر غمز در جاهليت با چشم و دست صورت مىگرفت ، اكنون وسيله آن قلمها و فيلمها و ديگر وسايل آبروريزى است كه دشمنان انسان و دشمنان خدا و دين آنها را در اختيار دارند ، و مقاومت مجاهدان در زمان حاضر در برابر اين تبليغات گمراه كننده ، مايه افزون شدن پاداش و تقرب بيشتر ايشان مىشود ، از آن روى كه در برابر آزادى بزرگ و آلام نفسانى غير قابل تحمل شكيبايى نشان مىدهند .
[ 31 ] و در آن حال كه مؤمنان و مجاهدان در سختترين حالات درد و ترس به سر مىبرند ، و كودكان و زنان ايشان در پناهگاهها و محلهاى هجرت با كمال پريشانى از ترس خيانت سپاهيان كفر كه همچون گرگ شبانه حمله مىكنند به سر مىبرند ، تبهكاران را مىبينيم كه با امنيتى آشكار به خانههاى خود باز مىگردند ، و خلاصه پيروزيهاى قلابى خويش را براى يكديگر تعريف مىكنند و در مجالس لهو و عربدهكشى آمد و شد دارند .
وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ
- و چون به نزد كسان خويش باز مىگردند ، به ناز و رامش و خنده چنين مىكنند . » گفتند : يعنى به كفرى كه بر آنند شادماناند و به آن مىبالند ، و از غيبت و بدگويى مؤمنان لذت مىبرند ، و شايد مقصود از اهل در اين جا ياران و همدمان ايشان بوده باشد .
[ 32 ] دشمنان رسالت در آن تلاش مىكنند كه به مؤمنان تهمت گمراهى بزنند تا مگر ايشان را از اجتماع دور سازند .
وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ
- و چون ايشان را ببينند مىگويند كه آنان گمراهاناند . »