كلمه آمده است : اصل فطرة شكاف طولى است ، و قارچ را از آن جهت فطر مىنامند كه زمين را مىشكافد و از آن بيرون مىآيد .
2 انتثرت : انتثار فرو ريختن و پراكنده شدن چيزى در جهتهاى گوناگون است ، و راغب در مفردات خود گفته است : نثر به معنى پراكندن و متفرق كردن است ، و نثرت الشاة يعنى گوسفند مايه ناراحتى را از بينى خود بيرون راند ، و طعنه فأنثره يعنى به او نيزه زد و او را بر زمين افكند .
4 بعثرت : خاك آن زير و رو شود تا مردهها از آن بيرون آيند ، و بعثرت الحوض و بعثرته يعنى پايين آن را بالا آوردى .
14 جحيم : جحمة به معنى شدت افروختگى آتش است ، و حجم وجهه من شدة الغضب به معنى آن است كه چهره او از شدت خشم به صورت آتش افروخته درآمد ، و حجمت الاسد عينا يعنى دو چشم شير به شدت درخشنده شد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: احمد آرام
ص٣٨٣