تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث نور ( مجموعه سخنان ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
به حضرت امام حسين خداوند عنايتى فرموده و اين بلا و شرّ كفّار را از سر مسلمين رفع بفرمايد و شرّ كفّار را به خودشان باز گرداند . البته بترسيد از خداوند متعال كه به واسطهء همين افكار باطل و القائات ما را مبتلا كرده ، بايد كه متنبّه شويم بلكه خداوند اين شرّ و بلا [ را ] از سر مسملين رفع بفرمايد . اين تقريبا مضمون پاسخى بود كه من نوشتم براى سؤال‌كنندگان ، حالا از آقايان روحانيون استدعا مىكنم ، هر كجا عازم هستند براى تبليغ حتّى در نزديكيهاى جبهه ، روضه‌خوانى را با شكوهتر از سالهاى پيش برقرار كنند ، با توسّل و گريه و عزادارى ، از خداوند نصرت و پيروزيس مسلمين را بخواهند . مغرور بودن به اينكه ما قدرت و قوّتمان زياد است هيچ فايده‌اى ندارد تا خداوند نخواهد ارتش و پاسداران و همه جمعيّت ايران كه حاضرند براى كشته شدن ، پيروزى حاصل نمىشود در اين مواقع كه زمان استجابت دعا مىباشد متوجّه خدا بشويد و با توسّل به دعاهاى مشهورى كه هست و براى قضاى حوائج از ائمه اطهار وارد شده ، از خدا نصرت و رفع بلا و شرّ از مسلمين را بخواهيد . به خصوص آنهايى كه مضطرّ هستند و چاره‌اى جز دعا كردن ندارند دعا كنند براى آنهايى كه با اين افكار منحرف بيشتر مضطرّ هستند ولى ملتفت اضطرار خود نيستند و مغرور خويشتن هستند اينها كه عرض مىكنم غير از موارد موعظه است اين موارد را تذكر دهيد و حقيقتا عمل كنيد . يك زمان من در مسجد صحبت مىكردم و مىگفتم فرق است بين موعظه كردن و منبر رفتن ، موعظه كردن با عبارات خوب و شسته و رفته و پاكيزه بسيار خوب است امّا يك زمان يك دلّال در بازار به تاجرى مىگويد ، در جايى قند با قيمت مناسب آورده‌اند ، نه تبليغى نه آوازى و نه عبارات از پيش آماده شده‌اى دارد ، تاجر هم قبول مىكند و مقدارى قند تقاضا مىنمايد ، ما هم مطلب را اين طور بدون پيرايش و صريح بايد به مردم بگوييم . بگوييم الآن شما در معرض هلاكت هستيد و اگر خدا نخواهد و مشيّت الهى مقرّر نشود