و عوامل ضعف ، اضمحلال و انحطاط آنها را على رغم ظرفيت والاى نظرى - عملى اسلام و نهضت اوليه و اصيل اسلامى در دو چيز دانسته و ماهيت فقه سياسى را مقابله با اينها مىدانند كه يكى ، در ابتدا گرفتارى و نفوذ يهوديت و تبليغات ضد اسلامى آنها دانسته كه دربارهء رژيم اشغالگر قدس چنين مىنويسد :
« اين وقايع از نقشههاى صهيونيسم بين المللى ضد اسلام و كشورهاى اسلامى پرده برمىدارد و به همه هشدار مىدهد كه بيش از اين ذلّت و خوارى تجاوزات اسرائيل عميل را تحمل نكند « 1 » . . . اى مسلمانان چطور تحمل مىكنيد كه يهود عنود بر شهر و ديار مسلمين مسلط شود « 2 » . . . همكارى نمائيد تا دست اسرائيل خائن را از كشورهاى اسلامى قطع نمائيد « 3 » . »
ديگرى ، استعمار و استعمارگران و ايادى آنها مىداند ، كه در عين حال نه تنها باعث انحراف ، تحريف و فريب افكار عمومى و سياسى خود مسلمانان بلكه جهان و جهانيان شده ، بلكه حتى علماء و دانشمندان اسلامى و حوزههاى علميه اسلامى را تحت تأثير و تحت
هامش
( 1 ) - همان ، ص 437 .
( 2 ) - همان ، ص 60 .
( 3 ) - اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ، ص 438 .