را دارند ، چنين از آستين شجاعت بيرون آيد و روز استعمار و استعمارگران را سياه و آنها را مفتضح و رسوا و خيانتهايشان را آشكار سازد . . . آنها گمان نمىكردند كه ارشادات علماى اعلام . . . چنين انقلاب عظيمى را كه تمام طبقات مملكت در آن شركت دارند و امواج تظاهرات و اعتصابات آنها همهجا را فراگرفته است ، فراهم نمايد . . . « 1 » » .
حاصل اينكه دين و سياست در انديشههاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه لازم و ملزوم همديگر و تفكيكناپذير هستند و اينكه ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند از گفتههاى استعمارگران و عمّال سياسى آنها مىباشد تا دين را از تصرف امور دنيا و از تنظيم امور سياسى - اجتماعى مسلمانان بر كنار سازند ، به هر روى ضرورت تشكيل حكومت در عصر غيبت حاصل عدم جدايى دين از سياست مىباشد ، ايشان با توجه به ادله عقل و نقلى ضرورت حكومت در عصر غيبت را مورد توجه قرار مىدهند كه ما بدون توضيح بيشتر آن را ذكر مىكنيم :
« . . . ادله ولايت فقيه در عصر غيبت به طور تفصيل و دقت بايد ملاحظه شود . . . اينكه امور عامه در عصر غيبت ،
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 656 .