براى روح رضا شاه صلوات فرستاد و افراد ديگر هم شروع به پايكوبى و فرياد جاويد شاه كردند . . . حمله به طرف روحانيان صورت گرفت ، بعضى را از طبقه دوم به زير انداختند . . . زنندهترين حركت آنان شكستن حريم مرجعيت و حمله مستقيم به سوى آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه بود ، البته ايشان آمادگى داشتند و چنين خطرى را پيشبينى مىكردند ، زيرا قبل از ورود به مدرسه فيضيه به ايشان گفته مىشود كه صلاح نيست به مدرسه برويد ، در جواب مىفرمايند : « ما از مردم دعوت كردهايم ، نمىشود كه نرويم ، بايد خودمان هم برويم . . . « 1 » » .
معظم له خود چنين مىگويند :
« وقتى از بازارچه گذرخان وارد ميدان آستانه شدم ، ديدم از آنجا تا مدرسه فيضيه وسايل نقليه مأمورين صف كشيدهاند و ميدان پر از مأموران بود ، ميدان آستانه وضع غير عادى داشت به من سفارش كردند به فيضيه نروم ولى گفتم مىروم هرطور شد ، بشود . . . « 2 » »
ايشان درباره فاجعه فيضه چنين مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 79 .
( 2 ) - على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 82 .