اقدامات و فعاليتهاى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در دوران تبعيد امام خمينى قدّس سرّه
پس از تبعيد امام خمينى قدّس سرّه شاه در صدد بود كه به شهر قم بيايد و با مراجع قم ديدار كند ، اما هربار كه مىخواست اين عمل را انجام دهد با جواب قاطع و منفى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه روبهرو شده ، حتى نمايندگان شاه و واسطههايش نيز از بيت ايشان اخراج مىشدند . در زمان تاجگذارى شاه و انتخاب پسر شاه به عنوان وليعهد ، فرستادهى رژيم از وى درخواست مىكند كه پيام تبريك بدهند ، ولى ايشان با عصبانيت مىفرمايند :
« خواستهى شما درست به آن مىماند كه يزيد به امام زين العابدين عليه السّلام بگويد :
اكنون كه پدرت امام حسين عليه السّلام را كشتم ، بيا و براى اين جريان تبريك بگو . » « 1 »
در ادامه از فرستادهى شاه خواسته بودند كه عينا كلمات را به وى برسانند . آيت الله گلپايگانى در موارد زيادى با افرادى كه از طرف رژيم پهلوى خدمتشان مىرسيدند ملاقات نمىكرد . آيت الله كريمى جهرمى در توضيح اين ديدارها مىگويد :
« على امينى سياستمدار معروف ، در حوادث طوفانى ايران در قم در منزل آقا آمده بود و اجازهى ملاقات خواسته بود ؛ معظم له صريحا رد كرده بودند . او گفته بود مىخواهم ببينم خواستههاى آقا چيست ؟ فرموده بودند : به او بگوييد خواستهها و انتظار من در اعلاميهها و نوشتههايم منعكس است . او گفته بود پس اعلاميههاى ايشان را بياوريد ؛ آنگاه مقدارى از اعلاميههاى موجود ايشان را به او داده بودند و او شكست خورده از آنجا برگشته بود . بعد از چند روز شخص ديگرى به نام بهبهانى آمده و گفته بود از سوى شاه آمدهام براى ملاقات با آقا و گفتوگو با ايشان ؛ معظم له او را نيز طرد كردند و نپذيرفتند . نيز [ در مورد اينكه ] شخصى از محترمين به حضورشان بيايد و پيرامون امور جاريه صحبت بكنند ؛ فرموده بودند : اگر مىدانستم براى اين منظور آمدهاى تو را هم راه نمىدادم . » « 2 »
به طور كلى ايشان رژيم پهلوى را مشروع نمىدانستند و حاضر به گفتوگو نبودند .
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه برنامهى اوقاف و سازمان امنيت شاه را كه عدهاى از طلبهها را
هامش
( 1 ) . على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 121 .
( 2 ) . ناصر الدين انصارى قمى ، پيشين ، ص 72 و نيز ر . ك : على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 124 .