صريحا مخالفت كرده و كتبا با مهر و امضاء تحريم فرمودند و به صورت اعلانيه منتشر ساختند .
در قضيه ننگين و خطرناك تغيير تاريخ با نبود انصار و شرائط بحرانى و جوّ خفقان و اختناق و سكوت محضى كه همه جا را فرا گرفته بود يك تنه به پا خاستند و همان روز اولى كه اين موضوع در روزنامه اعلان شد بدون دفع الوقت دو تلگراف اعتراضآميز به رئيس مجلس شورى و سنا : - شريف امامى و رياضى - كردند و مخالفت صريح خود را ابراز داشتند و اين عمل را توهين به مقام قدس پيامبر و جوامع اسلامى خواندند كه صورت آن اكنون موجود است .
راجع به قضيه حزب رستاخير نيز مخالف خود را ابراز داشتند .
در سال 1399 قمرى در بحث قضا به مناسبت اينكه از شرائط قضاء مرد بودن قاضى است در مجلس درس با عظمت خود آياتى را راجع به حجاب و پردهدارى و عدم تبرّز زنان ، قرائت و به آنها استدلال فرمودند مانند : و قرن فى بيوتكن و لا تبرّجن تبرّج الجاهليه الاولى . . . « 1 » و آيات ديگر ؛ و بعد فرمودند :
و من خداى را شاهد ميگيرم كه در آن زمانى كه هيچگونه امنيّت و اطمينانى بر جان خودم از حبس و تبعيد نداشتم - زمان شاه - نامهاى به طاغوت نوشتم و اين آيات كريمه را در آن نامه آوردم و بر آنچه كه به نام آزادى زنان بهوجود آورده بودند يعنى بيرون آوردن زنان گو دختران را از حجاب ، و سوق دادن آنان به لجنزار فساد ، و بازى كردن با شرف و شخصيت زن ، و ساير رسوائيها اعتراض كرده و آثار سوء اين فرهنگ غربى را در آن نامه يادآور شدم و نوشتم كه بىحجابى مبارزه و دشمنى آشكار با قرآن كريم است و بايد از مآل و سرانجام آن بيمناك بود .
امّا او نه اين آيات كريمه اعتنا كرد و نه از سوء عاقبت و بدى و زشتى فرجام
هامش
( 1 ) سورهء احزاب آيهء 32 .