تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
تعطيل درآمد و تلامذه پراكنده شدند ولى معلوم نبود كه به چه علّت ، آقا براى درس ، تشريف‌فرما نشدند . بعد معلوم شد رئيس ساواك قم به منزل ايشان رفته و خلاصه در ملاقات خود به ايشان گفته : طلاب ، تندى ميكنند و شعار مىدهند و ما كه از شما احترام مىكنيم خوب است دستور دهيد و از آنها بخواهيد كه آرام باشند مرجع بزرگ عصبانى شده و فرموده بودند شما از من احترام مىكنيد ؟ با اين كارهايى كه انجام مىدهيد ؟ شما اگر معتقد به اين اعمالى كه انجام مىدهيد باشيد از اسلام خارجيد . . . و خلاصه آنقدر به سر آن جانى فرياد زده بودند كه حالشان به هم خورده بود و نتوانسته بودند به درس بيايند و از اين پس ديگر راهى براى ملاقات آنها با معظم له باقى نماند . در قضيه سينماى قم كه پايگاه اشاعهء فساد توسط رژيم بود خيلى صريح مخالفت كردند . مأمورى را از تهران براى ساكت كردن ايشان فرستاده بودند او در ملاقاتى كه با مرجع بزرگ مىكند ميگويد : اين مطلب مهمى نيست و ما در مشهد مقدس كه از قم مهمتر است و قبر امام رضا در آنجاست سينما داريم . معظم له در پاسخ فرموده بودند : سخن شما درست به اين ميماند كه روز قيامت ، رسولخدا از مردم بازخواست كند كه چرا حسين مرا كشتيد ؟ و آنان جواب بدهند ما پدرش على را كشتيم چه رسد به حسين عليه السلام . و بعنوان اعتراض يك هفته تمام اعتصاب نموده نماز جماعت را ترك كردند و در مجلس درس حاضر نشدند و بعد كه به درس آمدند يك سخنرانى حاد و تندى در آن مجمع كم‌نظير نمودند . آرى ايشان رفراندم شاه را تحريم نمودند . برنامهء اوقاف شاه را صريحا تحريم و اعتراض خود را برفروش املاك وقفى آشكار كردند و به صورت اعلانيه در دسترس عموم قرار دادند ، كه اكنون نسخه آن در نزد اين جانب موجود است . در جريان گوشت‌هاى يخ‌زده كه در حكومت شاه از خارج وارد ميشد