كردند . او در بيت معظم له مىآمد و مزاحم ميشد تا بار ديگر نامش را ثبت كنند و از شهريه ايشان برخوردار گردد ليكن پذيرفته نشد . شبى به مسجد بازار مركز جماعت ايشان رفته بعد از نماز مغرب و پيش از شروع به نماز عشا نزد ايشان ميرود و درخواست مىكند كه امر كنند متصديان شهريه ، اسم او را در دفتر طلاب ثبت نمايند ايشان فرموده بودند من به تو شهريه نميدهم او اصرار كرده بود معظمله فرموده بودند شهريه و مال امام زمان را به تو نميدهم . . . باز اصرار كرده بود . آقا فرموده بودند : مزاحم نشو ميخواهم نماز عشا بخوانم او گفته بود تا امر به ثبت نام من نكنيد برنمىخيزم و نميروم . ايشان فرموده بودند اگر تو نميروى من ميروم آنگاه با ناراحتى برخاسته و نماز عشا نخوانده از مسجد خارج ميشوند . مامومين و ارادتمندان كه از اين جسارت و مزاحمت آن روحانى اوقافى و وابسته ناراحت شده بودند او را تنبيه ميكنند و ليكن برحسب آنچه كه مسموع شد فرداى آن شب بعضى از مأمومين ايشان را احضار و مورد تهديد قرار داده بودند .
در جريان شهادت مرحوم آقاى سيّد محمّد رضا سعيدى رحمة اللّه عليه بود يا مرحوم آقاى غفارى كه آقا اعلان مجلس فاتحه در مسجد امام كردند و ليكن ساواك قبل از فرا رسيدن وقت شروع مجلس ، درب مسجد امام را قفل كرده و ماموران جهنمى ، جلو مسجد ايستاده و از انعقاد مجلس جلوگيرى كردند و هركس كه نزديك ميشد او را ميراندند .
در قضيه درگذشت آقا زاده جليل و بزرگوار حضرت امام ، مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى خمينى رحمة اللّه عليه دو جلسه بسيار مهم در مسجد اعظم تشكيل دادند و سدّ رعب اقامهء مجلس به وسيله ايشان شكسته شد و انقلاب عظيم اسلامى در قم از همين جا شروع شد و به جاهاى ديگر زبانه زد و دامن كشيد .
على امينى سياستمدار معروف ، در حوادث طوفانى ايران در قم درب منزل
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٢٣