و قم نشده بودند در جلسهاى كه بزرگان آن روز حضور داشتهاند . مخالفت خود را با فردى كه آن روز منشاء انحراف در آن نواحى بوده بطور آشكار اظهار ميكنند .
چنان كه در اراك علاقهء خاصى به مرحوم آية اللّه آقا نور الدين اراكى داشتهاند كه كرارا به منزل ايشان ميرفتهاند و آن بزرگوار همان عالم مجاهدى است كه مدت هيجده ماه از اراك خارج شده و در حالت جنگ با كفار بوده است . و در همان دوران تحصيل مرجع بزرگ در اراك جريان اتفاق علما براى درخواست قتل مرتدّى كه جسارت به قرآن كرده بود واقع مىشود و معظم له خود ميفرمودند من رفتم از پشت بام مدرسه ، جريان اعدام او را مشاهده كردم .
خلاصه اينكه حالت مبارزه و مقاومت در ايشان همواره بوده و در كوران جريانات مبارزه نيز قرار داشتهاند و اين حالت كه در وجود ايشان بود گاهى به حدّ درگيرى شخصى رسيده چنان كه در زمان پهلوى ، با پليس و مأمور درگير شده بودند اين جريان را قبلا از ديگران شنيده بودم ؛ ميخواستم مشروح آن را بدانم .
خوشبختانه در روز 16 ذى القعده سنه 1406 در جاسب كه از روستاهاى اطراف قم است بدينگونه از خودشان شنيدم . فرمودند : هنگام كشف حجاب كه بدستور پهلوى انجام شد شبى با خانواده براى شركت در مجلس روضه ( سوگوارى امام حسين عليه السلام ) كه در منزل آقاى شيخ محمد حسين بروجردى منعقد بود ميرفتيم ناگهان پليسى پيش آمد و اعتراض كرد كه چرا ايشان - خانواده - با حجاب بيرون آمده من ناراحت شدم و دست بردم كه تفنگ او را بگيرم او مىكشيد منهم ميكشيدم . عاقبت او گفت : اين خطرناك است تفنگ پر است و ممكن است گلولهاى بيرون برود . من گفتم باشد بيرون برود تا از دست شما خلاص بشويم . آخر اين موقع كى به تو ميگويد كه متعرّض شوى و ما را ناراحت كنى ؟ خلاصه از هم جدا شديم و او همچنان مىگفت : شما مملكت را خراب كردهايد منهم هرچه ميگفت جوابش ميدادم تا از هم دور شديم .
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١١٦